مسدود شدن در سه حرکت
اول شما رو دعوت می کنم به محظوظ شدن از این شاهکار ادبی:
از اولش هم ما مافيا نداشتيم
نه در نفت نه در شكر نه پسته!
از اولش هم جنگي بين فقر و غنا نداشتيم
نه در ظفر نه در قطر نه در كيش!
ما اشتباه بوديم
از اولش هم نه خان و خانزاده داشتيم نه آقا و آقازاده!
پول نفت را دادهايم جدا پول رأي را هم بايد بدهيم سوا!
ما اشتباه بوديم
اين وسط نه چپ بوديم نه راست فقط تو هوا بوديم!
از اولش هم نه چپ داشتيم نه راست
فلان و فلان... حق مسلم ماست!
سيگار و مافيايش
نفت و دوست دارانش
پسته و اقربايش
چاي و اصدقايش
نه چپ دارد نه راست، ما اشتباه بوديم!
اتوبان عدالت از وسط بهشت زهرا ميگذرد اگر نگيد ما اشتباه بوديم
نه فـاحشه در دبي داريم نه مافيا در نفت
اينها همه توهم اكس است
ما اشتباهي در داد بوديم!
چپ و راست برادرند به كور چشم مافيا
ما اشتباه به عقد دائم يا موقت اين و آن بوديم!
و در ادامه عرض می کنم این "چیز" از تازه ترین شاهکارهای برادر مسعود ده نمکی هستش. البته ظاهرا هنوز کفن این "چیز" خشک نشده، تحریف هم شده!
توجه شما رو به همین "چیز" در "چیزنامه" ایران جلب می کنم:
ما اشتباهى انقلاب كرديم!
از اولش هم ما مافيا نداشتيم
نه در نفت، نه در شكر، نه پسته!
ما بيخودى هواى انقلاب كرديم!
از اولش هم جنگى بين فقر و غنا نداشتيم
نه در ظفر، نه در قطر، نه در كيش!
به به! به به!
ما اشتباه ديديم!
از اولش هم نه خان داشتيم
نه خان زاده، نه شاه داشتيم نه شاهزاده
ما اشتباه ديديم اين همه آقازاده!
به به! به به!
پول نفت را داديم جدا! پول آب را مى دهيم سوا!
با اين همه آب معدنى كجا ما درد نان و آب داشتيم!
ما اشتباهى درد داد و بى داد داشتيم
ما فقط يك خورده مافياى خيار داشتيم
به به! به به!
چون اين وسط نه چپ بوديم نه راست
پس سوخت فسيلى حق مسلم مافياست!
سيگارو مافيايش!
نفت و دوستدارانش!
پسته و اقربايش!
چاى و شكر و اصدقايش
نه چپ دارد نه راست اين ما بوديم كه اشتباه بوديم!
به به! به به!
منشور عدالت با جلد گالينگور
در موزه آزادى اين همه هوادار دارد
كجا عدالت اين همه عناد با مافيا دارد
ما اشتباه ديديم!
راه عدالت از بهشت زهرا مى گذرد؛ اگر بلند نگوئيد:
ما اشتباه بوديم
چپ و راست برادرند
پشت جبهه ها! تو يك سنگرند
به كورى چشم مافيا!
به خدا ما اشتباه بوديم!
من که فعلا غیر از "چیز" گفتن چیز دیگه ای نمی تونم بگم هوووووق.
از اولش هم ما مافيا نداشتيم
نه در نفت نه در شكر نه پسته!
از اولش هم جنگي بين فقر و غنا نداشتيم
نه در ظفر نه در قطر نه در كيش!
ما اشتباه بوديم
از اولش هم نه خان و خانزاده داشتيم نه آقا و آقازاده!
پول نفت را دادهايم جدا پول رأي را هم بايد بدهيم سوا!
ما اشتباه بوديم
اين وسط نه چپ بوديم نه راست فقط تو هوا بوديم!
از اولش هم نه چپ داشتيم نه راست
فلان و فلان... حق مسلم ماست!
سيگار و مافيايش
نفت و دوست دارانش
پسته و اقربايش
چاي و اصدقايش
نه چپ دارد نه راست، ما اشتباه بوديم!
اتوبان عدالت از وسط بهشت زهرا ميگذرد اگر نگيد ما اشتباه بوديم
نه فـاحشه در دبي داريم نه مافيا در نفت
اينها همه توهم اكس است
ما اشتباهي در داد بوديم!
چپ و راست برادرند به كور چشم مافيا
ما اشتباه به عقد دائم يا موقت اين و آن بوديم!
و در ادامه عرض می کنم این "چیز" از تازه ترین شاهکارهای برادر مسعود ده نمکی هستش. البته ظاهرا هنوز کفن این "چیز" خشک نشده، تحریف هم شده!
توجه شما رو به همین "چیز" در "چیزنامه" ایران جلب می کنم:
ما اشتباهى انقلاب كرديم!
از اولش هم ما مافيا نداشتيم
نه در نفت، نه در شكر، نه پسته!
ما بيخودى هواى انقلاب كرديم!
از اولش هم جنگى بين فقر و غنا نداشتيم
نه در ظفر، نه در قطر، نه در كيش!
به به! به به!
ما اشتباه ديديم!
از اولش هم نه خان داشتيم
نه خان زاده، نه شاه داشتيم نه شاهزاده
ما اشتباه ديديم اين همه آقازاده!
به به! به به!
پول نفت را داديم جدا! پول آب را مى دهيم سوا!
با اين همه آب معدنى كجا ما درد نان و آب داشتيم!
ما اشتباهى درد داد و بى داد داشتيم
ما فقط يك خورده مافياى خيار داشتيم
به به! به به!
چون اين وسط نه چپ بوديم نه راست
پس سوخت فسيلى حق مسلم مافياست!
سيگارو مافيايش!
نفت و دوستدارانش!
پسته و اقربايش!
چاى و شكر و اصدقايش
نه چپ دارد نه راست اين ما بوديم كه اشتباه بوديم!
به به! به به!
منشور عدالت با جلد گالينگور
در موزه آزادى اين همه هوادار دارد
كجا عدالت اين همه عناد با مافيا دارد
ما اشتباه ديديم!
راه عدالت از بهشت زهرا مى گذرد؛ اگر بلند نگوئيد:
ما اشتباه بوديم
چپ و راست برادرند
پشت جبهه ها! تو يك سنگرند
به كورى چشم مافيا!
به خدا ما اشتباه بوديم!
من که فعلا غیر از "چیز" گفتن چیز دیگه ای نمی تونم بگم هوووووق.

4 Comments:
این کلا بچه متوهم باحالیه. فرداس که بشه دکتر دهنمکی استاد دانشگاه. استفاده از قلم و دوربین جای چماق ظاهرا خیلی استعداد هم نمیخواد. اون هفته اومد برنامهی زندهرود شبکه اصفهان، میگفت که قبلا هم برای جلسات دانشگاهی اومدم اینجا. حالا نمیدونم واسه به هم زدن جلسه منظورش بود یا چیز دیگه. یعنی آدم یارو رو میبینه بالا میاره. روزنامه ایران هم که تکلیفش معلومه، یه مشت عنتر دارن پول کاغذ حروم میکنند.
By
Mehdi, at 27 April, 2008 18:07
البته نمونهی اعلای این طنز رو میشه در ستون گفت و شنود کیهان خوند.
By
Anonymous, at 27 April, 2008 18:12
وای جون من این سخنرانی یارو رو نگاه کنید، دیگه کار از توهم هم گذرونده. البته این مربوط میشه به پست جووون:
http://uk.youtube.com/watch?v=euTATYNcAIA&feature=related
By
Anonymous, at 27 April, 2008 18:29
به نظرم مصداق بارز مزّهبسیجی بود، به همون چندشآوری
By
Anonymous, at 28 April, 2008 08:17
Post a Comment
<< Home