غربت
در کور سويی از تلؤلؤ خسّت بار مهتاب
محزون به غبار سرد و محنت بار شبانگاه
در کشاکش زوزه های دهشتناک شب نالان
که صحنه سكوت را به سخره می گيرند
نهان در پلشتی لجن گیس انجماد
جايی ميان سنگ و سیاهی
از پس توازی ابلق گون گل آلود
از وجود دو رنگ بی وجودش
ناوک ديده سايش، آتش حرص را می ستايد
محکوم به فسردن در گرداب لحظه ها
مدفون در ژرفای غربت آرميده
مسافران آب را غبطه می خورد
بابا يکي نيست اين 25تومانی را از تو جوب برداره؟
نتیجه گیری بی ادبی: من مرتضی را دوست دارم و به او ... ، سلام می دهم

13 Comments:
اولین کامنت را خودم می گذارم. مهدی جون به کسوتت بر نخوره. ما هم از شیفتگان سبک آن عالیجناب هستیم.
By
keyvan, at 15 May, 2006 20:58
درود بر صاحب این سبک حضرت تفتستان و سایر پیروان مکتب آسمانیش.در ضمن ما در مقابل آستان حضرتش کوچک موری بیش نیستیم.
By
Mehdi, at 15 May, 2006 21:21
مهدی اینو خوندی که سکه میندازند دختر پسره؟
"پروانه ی مسین آیینه وار بر پا نشسته بود
در پهنه ی لجن"
اگه خوندی یادته شاعرش کی بود؟ یا اسم کتابش اگه یادته
By
morteza, at 15 May, 2006 21:36
آدم جو گیر به این کیوان میگن آخه بزار یکی یک comment بزاره بعد بیا بازار گرمی کن
مثله مهدی باش تواضع داره از سر و روی این admin می باره
اصلا ببین هیچ وقت میاد از خودش تعریف کنه بگه از فلان سبک استفاده کردم
مهدی فقط کافیه بگی میرم کفالتتو از دادگاه می گیرم از دست این بابا راحت شی.
By
iraj, at 15 May, 2006 22:29
من فعلا از گذاشتن کامنت های بودار معذورم.ولی ایرج جون این "مثله "را دوباره اشتباه نوشتی. خوبه یه ساعت واسه ات روضه خوندم.بعدش هم بذار را با "ذ" می نویسند نه "ز" . تو پستت هم دویست بار اشتباه نوشته بودی.
البته طوری هم نیست.در ضمن بابت کفالت و این حرفا هم ممنون.در ضمن ما خودمون صاحب سبکیم!!!
By
Mehdi, at 15 May, 2006 23:35
پست قبلی نمونه ای ازتریپ تواضع من بود:D
By
Mehdi, at 15 May, 2006 23:43
وای چقدرتازگی جملات ادبی و احساسی توی این وبلاگ زیاد به چشم میخوره نمی دونم چرا من هر چی تلاش میکنم حتی یک کلمه تو این مایه هاهم نمی تونم به ذهن بیارم یا بر زبان جاری کنم چه برسه به توی وبلاگ. البته میدونما اینکه می گم نمی دونم شوخیه
By
Anonymous, at 15 May, 2006 23:44
منظورم از پست کامنت بود . حالا که یه کامنت دیگه هم حروم کردم جواب مرتضی رو هم بدم.من اینو یه بار که خودت قبلا تو وبلاگ نوشته بودی خوندم و متاسفانه شاعرش رو نمی دونم کیه.)آقا ما یه شب می خوایم درس بخونیم اگه گذاشتین؟!!)
By
Mehdi, at 15 May, 2006 23:48
حمینه که هصط گفتم اجاظه بده بی ثوادا فینگلیش بزارن نضاشتی
اینجا هم دو تا غلت دارم
By
iraj, at 15 May, 2006 23:59
آقا من شرمنده ام دو دقیقه یه بار کامنت می ذارم.ولی می خواستم بگه به تلاشتون ادامه بدین . خیال می کنید ایرج و کیوان قبل از این فرق ادبیات رو با گوجه فرنگی می دونستند حالا متن می گذارند در حد تیم ملی؟!!
(همچنان D:)
By
Mehdi, at 16 May, 2006 00:00
بچه ها این مثل رو شنیدید که می گه "دلیلی نداره برای هر تاپیکی یه کامنت بذاری پسر"؟
By
morteza, at 17 May, 2006 21:21
......
By
Anonymous, at 17 May, 2006 23:34
نه من که نشنیدم!!
By
Mehdi, at 18 May, 2006 13:39
Post a Comment
<< Home