برق و کامپیوتر81

Thursday, June 15, 2006

نمی شد


خدایا، عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار.
خدایا، رشد عقلی و علمی مرا از فضیلت تعصب، احساس و اشراق محروم نساز.
خدایا، مرا همواره آگاه و هوشیار دار تا پیش از شناختن درست و کامل کسی یا فکری، قضاوت نکنم.
خدایا، شهرت « منی را که می خواهم باشم » قربانی « منی که می خواهند باشم » نکن.
خدایا، به من تقوای ستیز بیاموز تا در انبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.
خدایا، مرا در ایمان، اطاعت مطلق بخش، تا در جهان، عصیان مطلق باشم.
خدایا، مرا از نکبت دوستی ها و دشمنی های ارواح حقیر ، در پناه روح های پر شکوه چون علی و دل های زیبای همه قرن ها پاک گردان.
خدایا، بر اراده، دانش، عصیان، بی نیازی، حیرت، لطافت روح، شهامت و تنهاییم بیفزای.
خدایا، در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند مرا با نداشتن و نخواستن رؤیین تن کن.
خدایا، به هر که دوست داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هرکه دوست تر می داری بچشان که دوست داشتن از عشق بر تر است. خدایا، به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم. بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم اما آن چنان که تو دوست می داری.
خدایا، چگونه زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم دانست. خدایا، مگذار که آزادی ام اسیر پسند عوام گردد.
خدایا، مگذار که دینم در پس وجهه دینی ام دفن شود. (شریعتی)

دیدم حیفه اینا رو اینجا نذارم. گاهی وقتا copy/paste هم لازمه.
اینم برای این که نگین نتیجه اخلاقی نداشت:
feuchtigkeitsspendende یه کلمه آلمانیه به معنی مرطوب کننده (خدا به همه تایپیست های آلمانی صبر بده!). با تشکر از Google Translate و کرم NIVEA!







11 Comments:

  • سلام علی، خیلی دمت گرم. آقا میشه بهم بگی عصیان یعنی چی؟

    خدایا، مرا در ایمان، اطاعت مطلق بخش، تا در جهان، عصیان مطلق باشم.

    خدایا، بر اراده، دانش، عصیان
    ، بی نیازی، حیرت، لطافت روح، شهامت و تنهاییم بیفزای.

    By Blogger iraj, at 16 June, 2006 11:08  

  • اینو باید از شریعتی بپرسی.
    ولی به نظر من یعنی چیزا رو همین جوری که هست قبول نکنی. اگه چیزی آزارت می ده جلوش وایسی و سعی کنی اصلاحش کنی. یه جور جفتک پرونی!
    و در ضمن اگه خیلی نخوایم فلسفی بشیم باید گفت این از اصطلاحاییه که اون دوره زیاد به کار می رفته (من عصیان می کنم پس هستم!) و در واقع به کار بردنش بیشتر به خاطر قرار گرفتن در جو اون دوران مخاطباش بوده.

    By Blogger ali, at 16 June, 2006 18:07  

  • آره دیگه.اون موقع جو انقلاب و این حرفا بوده و عصیان هم یعنی نافرمانی و این چیزا. مخصوصا که عصیان دقیقا مقابل اطاعت قرار داره و بنابراین استفاده اش توی جمله اول به همین خاطر باید باشه.(البته من هیچ چی از شریعتی بارم نیست و هیچ کدوم از کتاباشو نخوندم)

    By Blogger Mehdi, at 16 June, 2006 19:13  

  • ممنونم، اینایی که گفتین رو بلد نبودم

    پس لطفا قسمت عصیانشو بیشتر کنین!!!

    By Blogger iraj, at 16 June, 2006 22:38  

  • چیه؟ نکنه می خوای عصیان کنی ؟!

    By Blogger Mehdi, at 17 June, 2006 07:55  

  • بدم نمی یاد ولی مگه تا حالا نکردم؟ فقط اسمش عوض میشه، بهش میگن عصیان

    By Blogger iraj, at 17 June, 2006 12:20  

  • هر گونه عصیان یا موارد مشابه با خشونت تمام سرکوب می شودD:

    By Blogger Mehdi, at 17 June, 2006 13:07  

  • سلام، صدای یک جسد نصف جونو می شنوین که این طور که از شواهد و قراین بر میاد دو تا امتحان از سلسله امتحانهای
    "Micro Arrays of Gate Antenna" را داده، یعنی میشه، خدایا! هووووووووووورا

    By Blogger iraj, at 18 June, 2006 12:14  

  • ببخشيد كه من بدون هيچ ربط خاصي
    comment
    ميگذارم!!
    چرا چند وقتيه ديگه نمي نوسيد؟

    By Anonymous Anonymous, at 22 June, 2006 08:36  

  • یکی از اصول کامنت گذاری بی ربط بودنشه اتفاقا!!
    در ضمن باید یه تحولاتی توی وبلاگ ایجاد کنیم. از چهار تا و نصفی آدم بیش از این انتظار نمی ره!
    (تازه خودمم رو هم جزء آدم ها حساب نکردم!)

    By Anonymous Anonymous, at 22 June, 2006 09:03  

  • خوب یک مدت کسی چیزی نمی گه همه فکر میکنن دلشون تنگ میشه شروع میکنن جایی برای دلواپسی نیست

    By Blogger iraj, at 22 June, 2006 22:26  

Post a Comment

<< Home