علی ده میلیون دلاری-2
اون موقع من یه عادت خیلی بد داشتم. اونم این که هر دو، سه، چهار، ... هفته یک بار میل هامو چک می کردم. خلاصه...، آدم باید بلا...، اِ ببخشید، بعله یه روز داشتم چک میل می کردم که به میل عجیب غریبی با این عنوان برخوردم:
VERY URGENT ASSISTANCE PLEASE
متنش که دیگه آخر Mission Impossible بود. یه چند خطشو بخونین:
DR "A"
LAGOS-NIGERIA
Dear Sir,
REQUEST FOR YOUR ASSISTANCE TO RECEIVE THIS FUND.
IN RESPECT OF THE TRANSFER OF US$14.5(FOURTEEN
MILLION FIVE HUNDRED THOUSAND UNITED STATES DOLLARS ONLY
به خصوص با اون ONLY آخرش خیلی حال کردم. در ضمن اینم بگم که من اسما رو سانسور کردم. حالا که چی؟ نمی دونم.
I, on behalf of my other colleagues from different Federal Government of
Nigeria owned parastatals decided to solicit your assistance as regards
the transfer of the above stated amount into your bank account.
This fund arose from the over-invoicing of various contracts
awarded in my parastatal to certain foreign contractors sometime ago.
We as holders of official positions in our various parastatals, were
mandated by this new civilian government to scrutinize all payments
made to certain foreign contractors by the past military government,and we discovered that some of the contracts they executed were grossly over-invoiced, either by omission or commission.
Also,we discovered that the sum of $14.5(Fourteen million Five Hundred Thousand American Dollars only)was lying in a suspense account, although the foreign contractors were fully paid theirentitlements after executing the said contracts.
We all agreed that the over-invoiced amount be transferred (for our own use) into a bank account provided by a foreign partner...
راستش من درست حسابی حالیم نشد که اینا چه جوری به این همه پول رسیدن. خوب، پولا اون جا خوابیده، درست. چه جوری شما می خواین این همه پولو بلند کنین؟ اون کلمه parastatals یعنی چه؟ در ادامه گفته بودن که من باید شماره حساب بانکی ام تو خارجو در اختیارشون بذارم (بابا چه حسابی؟ چه کشکی؟ چه پشمی؟) تا اونام پولارو بفرستن اون ور آب (اون ور آب خودشون البته!). اشاره ام کرده بودن که یه بابایی که می خواستن همین کارو باهاش بکنن یه چند میلیون دلاری کلاشونو برداشته. گفته بودن که در مجموع سی درصدی به من می رسه. فکر کن...
ادامه داستان در روزهای آینده
راستی مرتضی در مورد کامنتای پست قبلی ام... ببین فکر کنم بتونیم با "گفتمان" به یه جاهایی برسیم. می بینی که، من دستم تو کاره! همه چی رو که نباید همه جا گفت مومن... حالا شوما بیا، یه کاریش می کونیم...

2 Comments:
ما كه نفهميديم والا. . . چرا مي خواسه سي درصد به تو بده ؟ يا تو آدمي كه اون مي خواد هستي كه مجاني اين كارو براش مي كني يا نيستي كه همه ي پولاشو بالا مي كشي (مثل بلايي كه سر پولاي من اوردي احتمالا)چطور مي تونست به تو اعتماد كنه؟ . .. تو اون شب ساعت 12 كجا بودي؟ آيا مي توني ارتباط خودت رو با مقتوله ....
By
morteza, at 14 July, 2006 04:16
من به کلی نکته مبهم برخوردم. ولی تا آخر ماجرا صبر می کنم و بعد سوالاتم
رو می پرسم.
راستی اگه parastatals را توی گوگل یا ویکی پدیا سرچ کنی احتمالا یه چیزهایی دستگیرت می شه. البته من خودم حال کامل خوندنش رو نداشتم ولی یه ربطی به این کمیسیون گرفتن داشت.
By
Mehdi, at 14 July, 2006 09:24
Post a Comment
<< Home