برق و کامپیوتر81

Saturday, July 15, 2006

علی ده میلیون دلاری-3


من باید چه کار می کردم؟
یادتون باشه که من مطلقا حدس نمی زدم این میل ممکنه به میلی که برای آقای"ر" زدم مربوط بشه. هیچ حرفی هم در این مورد نزده بودن.
فقط یه احتمال می دادم: یا منو گذاشتن سر کار یا این که منو با یکی دیگه عوضی گرفتن (این که شد دو تا احتمال!). البته من شنیده ام که اعتماد بعضی افراد رو با این جور میل ها جلب می کنن و بعدش به شکلی ازشون کلاه برداری می کنن. ولی همه تون می دونین که در این صورت بد ترین شخص ممکنو انتخاب کرده بودن.
همون طور که مرتضی در کامنت قبلی گفت، اونا چه طور می تونستن به من اعتماد کنن؟ مهم ترین شرط قضیه به شدت می لنگید و در نتیجه باعث شد که من این میل رو اصلا جدی نگیرم. هیچ جوابی بهشون ندادم.
اما، اما، اما، قضیه به همین جا ختم نشد. در ادامه اتفاقی افتاد که باعث شد یه بار دیگه و این بار با دقت بیشتری اون میل رو بخونم. اونا دلیل خوبی داشتن که به من اعتماد کنن... حدود یه ماه بعد من میل جالبی دریافت کردم با ابن عنوان:
next of kin
ادامه داستان در روز های آینده

4 Comments:

  • خودمونیم قضیه داره جالب می شه!
    آقا کس دیگه ای هم از این داستان ها داره بگه! البته خودم هم یه داستان دنباله دار جنجالی ولی واقعی توی ذهنم دارم که اگه بتونم اجازه شو بگیرم منتشرش می کنم.

    By Blogger Mehdi, at 15 July, 2006 17:21  

  • و بعد از اينكه با دقت خوندي فهميدي ؟
    نكته اخلاقي : همون دفعه ي اول هر متني رو با دقت بخونيد

    By Blogger morteza, at 16 July, 2006 01:33  

  • This comment has been removed by a blog administrator.

    By Blogger morteza, at 16 July, 2006 15:30  

  • آره منم يكي از اين داستانارو دارم.
    البته در مورد خودم نيست در مورد يه تركه ، كه يه روز يه هزاري روي زمين پيدا مي كنه ، مي ندازه يه طرفي مي گه ما از اين شانسا نداريم

    By Blogger morteza, at 16 July, 2006 15:33  

Post a Comment

<< Home