برق و کامپیوتر81

Wednesday, August 02, 2006

راه حل


سلام،

به این میگن مدیریت جنجال در وبلاگ!!!!

بحث من که جنجالی تر بود، مهدی جون در مورد اون پست میذاشتی، اون وقت مقامات تورنتو (خدا خیرشون بده) هم نمی گفتند که پست رو draft کنی. ما که هر چی منتظر جواب رو کامنت موندیم از مهدی خبری نشد. دوستان عزیز هم که نظراتشونو گفتند مخصوصا علی جون که از reading comprehension هم استفاده کرده بود و خلاصه خوب بود دیگه دستتون درد نکنه. گروه خونیه دیگه، بعضی هام میگن مربوط به ماه تولده، ... حالا هر چی هست مهدی جون و علی جون هر چی هم در مورد یک موضوع دیگه حرف بزنن این یارو دوباره بحث و حرف خودشو می زنه!!!

با توجه به اینکه گویا راهی نیست و خوب احترام به نظر جمع هم واجبه منم کوتاه میام

دوستان می بخشین که رفیق نیمه راه بودیم، خیلی خوش گذشت، بدی دیدین حلال کنین، خدانگهدار.

9 Comments:

  • آخه اینجور که تو میگی معتاد شدی.هد چی پول هم در بیاد میری همش را میدی کارت اینترنت می خری باز میشینی وبلاگ می خونی

    By Anonymous Anonymous, at 03 August, 2006 01:25  

  • ایرج جون، من متاسفانه هیچی از نوشته ات نفهمیدم.به خصوص بخش اولش. در ضمن در پست قبلی کار به مقامات بالا نکشید و خودم به دلیل زیاد شدن مرگ و میر در این چند وقته بی خیالش شدم!
    اینکه منتظر جواب رو کامنت موندی رو هم اصلا نگرفتم. ظاهرا یه چیزهایی تو وبلاگ هست که من نمی بینم. شاید هم تقصیر این cache لعنتی باشه.
    و اما این آخر که گفتی خداحافظ. نمی دونم منظورت خداحافظی از وبلاگ بوده(که امیدوارم این جوری نباشه) یا چیز دیگه. اولا که هنوز نظر جمع به طور کامل گرفته نشده، ولی این که می گی خداحافظ بیشتر [...] به نظر بقیه است. من کسی رو نمی خوام به زور تو وبلاگ نگه دارم ولی دوست دارم دلایلت رو یه کم واضح تر بشنوم. اگه فکر میکنی جاش اینجا نیست یه قراری بذار یه جای دیگه با هم حرف بزنیم. در هر صورت دوست دارم که تا آخرش با ما باشی.

    By Blogger Mehdi, at 03 August, 2006 08:59  

  • اِ!! آقا این کامنت مال پست علی بود.ببخشید .عوارض بی خوابیه دیگه

    By Anonymous Anonymous, at 03 August, 2006 11:06  

  • ایرج جون به این راحتی ها نیومدی که به همین راحتی بگذاریم بری. یک کمی بیشتر صبر کن.

    By Blogger keyvan, at 03 August, 2006 11:52  

  • به این که نمی گن احترام به نظر جمع , تو هم که مثل من با این قضیه مشکل داری. اگه می خواستی احترام نذاری چیکار میکردی ؟

    By Blogger morteza, at 03 August, 2006 14:09  

  • ای بابا بهونه بهتر از این پیدا نکردی تو؟
    به همین سادگی؟
    خوبه من بنای تهدیدو گذاشتم. مسخره اس تو که نگفته بودی عواقب نظر سنجی چیه.
    حالا چه عجله ای برای رفتن؟ خوب می تونی باشی ولی ننویسی مثل خیلیا!
    یادمه توی فیلم ... اسمش یادم نمی آد سه نفر تو قطار بدون راننده گیر افتادن. یکیشون پیشنهاد می ده بیاین بپریم بیرون، یکی دیگه می گه: نه همیشه برای شکستن گردنمون فرصت کافی داریم...

    By Blogger ali, at 03 August, 2006 21:30  

  • ببخشین.تایتل این پست،راه حلّه.میشه بگین راه حل چی؟

    By Anonymous Anonymous, at 04 August, 2006 01:21  

  • چقدر طرفدار داری, خدا شانس بده ;)
    حالا که اینطوره اگه ایرج بره منم میرم :(
    هر چی میخوام بت نگم پوره سیب زمینی اگه گذاشتی
    داش ایرج, خودت خوب میدونی این راهش نیست

    By Anonymous Anonymous, at 04 August, 2006 09:40  

  • ایرج، می بینی که همه دوست دارن بمونی.
    حالا خودت هیچی من جواب این مرتضی و کرمعلی رو چی بدم؟ بابا به خودترحم نمی کنی به جوونی مرتضی رحم کن!

    By Blogger Mehdi, at 05 August, 2006 16:04  

Post a Comment

<< Home