سوال فنّی
یکی از درس هایی که من همیشه ازش خوشم می اومد عربی بود. عربی درسیه که عموما بچه ها ازش متنفرند چون می خوان همه چیز رو به زور حفظ کنند در حالیکه تو عربی یه چیزهایی هم هست که آدم باید بفهمه. البته می دونم که عربی هزار تا قاعده و استثنا و اما و اگر داره ولی خب باز هم می شه یه کم این مخ معیوب را به کار انداخت و یه چیزی فهمید. فکر می کنم تنها درسی بود که تمام نمره هایی که ازش تو کارنامه ام ثبت شده بود بیست بود. فقط ثلث سومِ سوم راهنمایی آوردم 19.75 . حتی غلطم هم یادمه. توی یک ترجمه فارسی به عربی ثلج(برف) و مطر(باران) را اشتباهی جابجا نوشته بودم. در ضمن اون موقع ها هم مثل الان نبود که مثل گاب! تا آخر جلسه بنشینیم سر امتحان. من معمولا عادت داشتم مثل اسب تند بنویسم و طبیعتا خیلی حال می داد در حالیکه همه عین خر تو گل گیر کردند وقتی فقط ده دقیقه از امتحان گذشته پاشی برگه ات رو بدی، در نتیجه هیچ وقت دوباره سوال ها رو نمی خوندم.
بگذریم. تو این مدت من همیشه یه سوال تو ذهنم بوده که همچنان لاینحل مونده. البته اون موقعی که پیش اومد به کسی دسترسی نداشتم که ازش بپرسم. حالا اینجا مطرح می کنم ببینم کسی می تونه کمک کنه یا نه؟
همه جای قرآن پره از "یا ایّها الذین امَنوا" و ما هم معنیش می کنیم: "ای کسانیکه ایمان آورده اید". اما به نظر می رسه "امَنوا"، جمع مذکر غایب از باب ایمان باشه یعنی "ایمان آوردند"
حتی "امِنوا" هم که فعل امرش باشه میشه "ایمان بیاورید". حالا من موندم که قضیه چیه. البته فکر می کنم همون گزینه اول درست باشه ولی به قرینه معنوی یا یه همچین چیزی این جوری معنی می شه. خلاصه اگه کسی چیزی از این بابت می دونه به ما هم بگه. البته طبیعیه که با پاسخگویی به این سوال هیچ کدوم از مشکلات بشریت حل نمیشه. ولی خب شاید تکلیف کسانیکه "ایمان آوردند" معلوم شه. شرمنده کفّار محترم هم هستیم!
پی نوشت: چیه؟ چرا اینجوری نگاه می کنید؟!

10 Comments:
چرا این جوری نگاه می کنمش دیگه به خودم مربوطه! :((
ولی خداییش بهت نمی یاد همون بحث قیف و اینا پیش میاد، خودت که می دونی! :D
مهدی جون خیلی مخلصیم، باید بگم همون طور که در "محاصبه" آخرم گفتم از دستورزبان عربی، انگلیسی و فارسی متنفر بودم
By
iraj, at 29 July, 2006 20:02
ایرج جون متاسفانه بحث قیف و اینا یادم نمی آید!
By
Mehdi, at 29 July, 2006 20:16
عمویی، منظورم اینه که به قیفت نمی خوره از این سوالا بپرسی!!!
By
iraj, at 29 July, 2006 20:36
نگاه کنید تو رو خدا!
همین جوری استعداد آدم رو سرکوب می کنند ها! خب بچه است دوست داره سوال بپرسه. نمی تونی جواب بدی چرا می زنی به صحرای کربلا؟
By
Mehdi, at 29 July, 2006 21:00
خوب زورم میرسه می کنم، حمینه که حصط، نمی خوای برو از admin بودن استعفا بده :D
By
iraj, at 29 July, 2006 21:06
اولش که از استفاده کردن از مخ حرف زدی داشت کم کم باورم میشد ولی وقتی گفتی برف و بارونو قاطی کردی تازه یادم اومد کی هستی.
در ضمن چرا این وضعیت مبلاگ اینه؟من صفحه اصلی رو ندارم
By
morteza, at 29 July, 2006 21:55
مبلاگ! از اون واژه های خیلی توپه.
یعنی وبلاگ ما مثل مبله، هر کی خواست استراحت کنه میاد لم میده روش. یهو دیدی همون جا هم خرابکاریشو کرد و رفت!
By
Mehdi, at 29 July, 2006 22:15
دشمنت شرمنده. اگه دقت کرده باشی تو عربی، استثنا ها هم قائده(به یاد unsigned )داره. فکر کنم مشکل از ترجمه ماست، به فرستنده دست نزنید. در ضمن فکر نکنم فعل امرش مشکلی داشته باشه.
By
keyvan, at 29 July, 2006 22:45
عزیز من می گند: شما از اون آدمایی هستید که شعورشون به زانوشونم نمیرسه؟
نمیگند که : شما از اونایی هستید که شعورتون به زانوتون نمیرسه.عربی و فارسی نداره . . . یا من خیلی خنگم؟
By
morteza, at 30 July, 2006 12:31
ببین قضیه رو نگرفتی. نکته مهم حرف ندای اول جمله است. مثل اینه که به جای اینکه بگیم"آهای ملتی که اونجا نشستید، حرف مفت نزنید." بگیم"آهای ملتی که اونجا نشستند، حرف مفت نزنند!"
توجه کن که بین "آهای ملت" هیچ کامایی وجود نداره.
By
Mehdi, at 30 July, 2006 13:13
Post a Comment
<< Home