منم چهار خطی
نظر به این که اهالی این وبلاگ فعالیت فوق العاده ای برای زنده نگه داشتن این جا از
خودشون نشون می دن و در راستای نیل به اهداف بلند بنیان گذار کبیرش ، از امروز یا چیزی نمی نویسم یا اگه می نویسم سعی می کنم از چهار خط بیشتر نشه. امروز البته یه کم از چهار خط بیشتر می شه.
مسیح یه چیزی اون پایین نوشت، منم پایه شدم یه جمله جالب از یه فیلم جالب نقل کنم. تو یکی از قسمت های "ناوارو"، پلیس با پرونده یه قاتل روانی درگیر می شه که فقط سراغ آدمای نابینا می ره. یکی از قربانیاش رئیس شرکتیه که دختر ناوارو (یولاند؟) که دیگه بزرگ شده توش کار می کنه. و اتفاقا وقتی قاتل رفته سراغ رئیس، یولاند هم وارد دفتر می شه و قاتل فرار می کنه. تنها شاهدی که قاتلو دیده یولانده...
اما یولاند خیلی می ترسه، یه بار به باباش می گه که دیگه نمی تونه آرامش و امنیت داشته باشه. باباش می پرسه چرا؟ "چون اون قاتل خطرناکیه". ناوارو می گه "خوب، تو هم شاهد خطرناکی باش".

1 Comments:
Your website has a useful information for beginners like me.
»
By
Anonymous, at 10 August, 2006 13:46
Post a Comment
<< Home