برق و کامپیوتر81

Sunday, July 23, 2006

اوقات فراغت در تابستون من



سلام به دوستای عزیز اونایی که پست می گذارند و اونایی که پست خواهند گذاشت

الان میگین چون گفتیم ایرج غیب شده ایرج اومد یک چیزی بگم، اگه رک باشم واقعیتش همینه. من نمی دونم چی کار باید بکنم ولی مطابق چهار سال پیش دوباره با زمان کورس گذاشتم. نکته اینه که من اصلن خونه نیستم حالا دیگه پست گذاشتن واقعا طلبم. می رسم خونه عملا فقط استراحت می کنم. ولی خداییش وبلاگو هر روز دوبار چک می کنم (هنوز به صداقتم که شک نکردید؟ یعنی دلیلی برای دروغ گفتن که ندارم)

خوب اینا آه و ناله بود. آیا باید اینجا گفته می شد؟ به نظرم نه! همه از این مشکلا دارند پس بیانش برای همه حتی اونی که میگه مضره! وقتی اوضاع این طوری باشه دیگه موضوعی به ذهن آدم نمی رسه که یک کم بپروروندش و بیاد تو وبلاگ بگه. خدا رو شکر دیگه همتون دستتون یک جایی بند شده، یعنی همه تو این تابستون یا کار آموزند یا جایی شرکتی میرن، دیگه می دونین وارد شدن چند تا زمان ثابت توی برنامه هفتگی همه ی flexibility آدم رو می گیره و عملا با یک کارآموزی و یا یک کار پاره وقت همه دارند می نالند. واضحه که این اوضاع سخت پایدار نیست ولی تو هر دوره ای برای یک سری آدمها پیش میاد تنها راهی که سراغ دارم افزایش جمعیت وبلاگه! در این حالت هم انگیزه برای نوشتن بالا میره هم اینکه بود یا نبود سه چهار نفر تو چشم نمیاد. نبود 4 نفر از 7 نفر یعنی 57.14 درصد ولی نبود چهار نفر از چهل نفر یعنی 10 درصد که ناچیز و ناقابله!
یک فیلتر ساده ولی خوب برای انتخاب آدمها بذارین و یک نظر سنجی و در نهایت دعوت کنید نه اینکه انتظار داشته باشین خودشون بیان!!!!!! مهدی جون دعوت کن میدونم عهد بستی کسی رو دعوت نکنی ولی حالا بیا و به خاطر وبلاگ این عهدو بشکن.
آیا لازمه افراد حتما برق و کامپیوتر 81 باشند؟؟؟؟ نمی دونم ولی اگه کسی این خصوصیت رو نداشت ولی تایید شد به نظر من مشکلی نیست.
یک کرمعلی بودا من تو آخرین کامنتم یک چیزایی بهش گفتم فکر کنم بدش اومد آخه به من میگه پوره سیب زمینی البته من گفتم اگه دوست داره بگه ولی یک کامنت بعد اون گذاشت پس بازم خدا رو شکر پوست کلفته!!

خلاصه اینکه می بخشین که نیستم هر چند خداییش راحت نیستین که نیستم؟

5 Comments:

  • ایرج جون، هیچ کس تو این شکی نداره که سر تو از همه شلوغ تره و البته از وقتی من یادم میاد همین جور بوده. ولی می دونیم که تو تا حالا هر کاری خواستی رو تونستی انجام بدی.
    پس الان هم اگه بخوای میشه که گهگاهی یه چیزکی بنویسی.
    در ضمن خداییش مگه نوشته های قبلیت رو می پروروندی؟!D:
    بی همگان به سر شود ولی بی عمویی ... ؟!

    By Blogger Mehdi, at 23 July, 2006 23:39  

  • فقط یک عموییییی گل مثل مهدی جونم میتونه این جوری در مرد عموییش بگه!!!

    By Blogger iraj, at 24 July, 2006 09:27  

  • ايرج چي مي خواي تو از زندگي ؟
    مهدي جون بدون اينكه پاك آبرومو ببري بگو ببينم چرا من اينقدر سرم شلوغ نيست

    By Blogger morteza, at 25 July, 2006 00:56  

  • Here are some links that I believe will be interested

    By Anonymous Anonymous, at 09 August, 2006 10:50  

  • I really enjoyed looking at your site, I found it very helpful indeed, keep up the good work.
    »

    By Anonymous Anonymous, at 10 August, 2006 12:56  

Post a Comment

<< Home