یقه رو ول کن
خانم ها، آقایان ها، اینو یادم رفت تو پست قبلی بگم:
اگه اوضاع همین جور پیش بره من ممکنه یه وقت تصمیم بگیرم که یه کارایی بکنم (تهدید از نوع خاتمی رو حال کردین؟!)
ببین مهدی جون، گل پسر! وقتی بهت شونصد بار گفتم بذار همه رو دعوت کنیم بیان عضو وبلاگ شن یه همچین روزیو می دیدم. ما کُلّهم (از اصطلاحات محبوب حاج رضا، علیه الرحمه) شش نفریم. از این تعداد:
کیوان که ماشاالله، اگه تو همه کاراش این قدر "پشتکار" نشون بده ...
مسیح هم که تو هر دوره زمین شناسی یه پست تک خطی می ذاره که یعنی مام هستیم.
مرتضی هم که...
ایرج هم که کاملا غیب شده (چیز خورش کردین؟)
خودتم که نمی دونم چرا فکر می کنی برای نوشتن باید فکر کرد! (آخ که اگه من هم یه همچین اعتقادی داشتم...)
می مونه خودم، که یا شروع نمی کنم یا اگه می کنم دیگه ول کن نیستم. حسابی حس نوشتنم گل کرده شماهام اصلا پایه نیستین. (می خواستم جای "حس" یه چیز دیگه بنویسم...)
با این تیم بی نظیر معلومه که کار و بار کساد می شه. اگه همه دعوت بشن بالاخره یه چند تایی پایه هستن که هر دفعه چیزی بنویسن. اون وقت هم کار وبلاگ رونق می گیره هم اون توضیحی که اون بالا گوشه راست نوشتی یه معنایی پیدا می کنه. حتما می خوای بگی تو این وبلاگو شروع کردی و اون وقتی که تو یه تنه می نوشتی من کجا بودم و از این حرفا، همه اینا درست و
ولی اصلا دلیل نمی شه. باید کاری کرد و من از این وضعیت ناراضیم. یه وقت دیدی رفتم برای خودم یه جایی وبلاگ علم کردم. چرا همین جا ننویسم؟ چون اسم وبلاگ گروهی داره ولی روح گروهی نداره، پس موندن توش بی معناس. هر جایی وبلاگ بنویسم مطمئنا اسم سرورش بلاگر یا بلاگ
اسپات یا این جور چیزا نخواهد بود (دقت کردین فعل زمان آینده داره از فارسی حذف می شه؟)، چون پدر منو در آورده تو این دو ماهه به خدا! پست گذاشتن توشو باید یکی از عذابای الهی به حساب آورد! خلاصه از ما گفتن و از شما نشنفتن، حالا همه رو دعوت نمی کنی، یه چند تایی رو دعوت کن. همه می تونیم روی مدعوین توافق کنیم. البته اینم بگم که جماعت ف.م. (فراخ ماتحت،
کار خودمه!) هشتاد و یکی احتمالا حتی حالشو ندارن ببینن میلی که به فرض محال تو براشون می زنی چی هست، عضو شدن بماند...

1 Comments:
Great site loved it alot, will come back and visit again.
»
By
Anonymous, at 12 August, 2006 00:05
Post a Comment
<< Home