علی ده میلیون دلاری-4
قبل از این که ادامه ماجرا رو تعریف کنم می خوام چند تا نکته رو به صورت
تیتروار بیان کنم (چه قدر از این "به صورت تیتروار" بدم می آد. تا حالا دقت
کردین چه تیپ آدمایی از این اصطلاح استفاده می کنن؟):
اول، ببینم شما نمی خواین پست بزارین؟ فقط من باید بنویسم؟ یادم باشه
دفعه بعدی که از این جور نوشته ها داشتم تخمه و از این جور چیزام پیش فروش کنم.
دوم، مهدی گفته اونم داستان دنباله دار "ولی" واقعی داره. ببینم یعنی من این
قدر خلاقیت دارم که یه همچین قصه ای سر هم کنم؟ اگه این جوریه ایول به خودم!
سوم، من کجا گفتم بعد از این که نامه رو با دقت خوندم فهمیدم اونا دلیل
خوبی برای اعتماد کردن به من داشتن؟ چرا مرتضی فکر کرده این جمله دوم نتیجه جمله اوله؟؟؟
و اما باقی ماجرا...
احتمالا می دونین که next of kin یه جورایی یعنی قوم و خویش نزدیک. که اگه
ازون نزدیک تر پیدا نشد وارث متوفی می شه. میل دوم از طرف یه نفر بود که خودشو وکیل آقای "ر" معرفی می کرد:
Dear "R"
I am "B" a solicitor at law. I am the personal Attorney To Mr "R", a
national of your country, who lived in Nigeria, Here in after shall be
referred to as my client. On the 21st of April 1999, my client was
involved in a car accident Along Sagbama express road. All occupants of
the vehicle Unfortunately lost their lives.
تا این جای کار من اون نیجریه ای ها رو جدی نگرفته بودم. حالا میلی دریافت
می کردم که دقیقا به آقای "ر" مربوط می شد. به علاوه این میل هم به نیجریه مربوط می شد. یادتون باشه که من هیچ جا نگفته بودم که برای آقای "ر" میل زدم. اما این آقای وکیل از همه چیز خبر داشت. پس حتما به میل های آقای "ر" دست رسی داشته و دیگه دلیلی نداشتم که حرفشو باور نکنم. البته یه جای نامه می لنگید، اونم این که آقای وکیل من رو "ر" صدا کرده. دقیقا اسم و فامیل آقای "ر" رو برای من به کار برده بود. در حالی که من در نامه ام برای آقای "ر" دقیقا خودم رو معرفی کرده بودم. اما ادامه نامه جالب تر شد:
I have contacted you to assist in repatriating the money and property
left behind by my client before they get confiscated or declared
unserviceable by the Bank where this huge deposit was lodged.
particularly, the ... Bank where the deceased had an account valued at
about 9.8 million dollars Has issued me a notice to provide the next of
kin or have the account Confiscated within the next twenty official working days...
دنباله نامه گفته بود که چون نتونسته وارثی پیدا کنه و با توجه به این که من و متوفی اسم فامیلمون یکیه (به هیچ وجه این طور نبود، یه دلیل خوب برای این که فکر کنم کاسه ای زیر نیم کاسه است)، می تونه به شرط اجازه من، منو به عنوان وارث معرفی کنه. این جا رو داشته باشین:
If you agree, we can discuss your percentage. I have all necessary Legal documents that can be used to back up any claim we may make. All I require is your honest cooperation to enable us seeing this deal Through.
I guarantee that this will be executed under a legitimate arrangement That will protect you from any breach of the law.
جالبه نه؟ کاملا مشخصه که می خواد یه کار غیر قانونی انجام بده ولی under a legitimate arrangement. تضمین هم می کنه که برای من درد سری درست نشه. از اون جالب تر اینه که می گه در مورد درصد تو با هم می تونیم بحث کنیم. اگه این کار قانونی بود که تمام پولا به من می رسید و من باید درباره درصد جناب وکیل تصمیم بگیرم نه برعکس.
با این حال من به خودم گفتم سنگ مفت، گنجیشک مفت. یه میل برای وکیل زدم و گفتم
هسسسسسستمت...
سر انجام این ماجرا رو خودتون می تونین حدس بزنین. اما با این حال...
پایان داستان (و نتیجه گیری های اخلاقیش!) در روز های آینده
پی نوشت: خدا وکیلی، من یه دو ماهه دارم تو این وبلاگ چیز می نویسم، هنوزم یاد نگرفتم باید چه کار کنم که این بلاگر پستامو مثل آدم نمایش بده.

2 Comments:
سلام علی جون. اولا که ایول. بعدش هم منظور من از "ولی واقعی" هیچ ربطی به نوشته تو نداشت. در واقع اون یه نوشته کمدی عشقیه که یه جورایی مستنده(مستند به همون معنی فیلم های مستند!)، خلاصه که بیخود سوء تفاهم نکن. بعدش هم من واقعا شرمنده ام که مدتیه هیچی ننوشتم. دم تو و مرتضی... رو به شدت می فشارمD:
نکته آخر هم اینکه این دفعه نوشته ات مشکل نمایشی نداره!
By
Mehdi, at 16 July, 2006 16:59
There is a saying among economists: "There is no such thing as free lunch."
So whenever someone, be it a politician or a criminal or fraudester, offers you free lunch be suspicious. The best way to deal with these type of things is to ignore them. Or if you want to be more responsible, report to yahoo that the email is a phishing attempt.
And dont be over-excited. You are not sepcial:) Any body with an email account receives several email like that in a week.
By
Anonymous, at 16 July, 2006 20:22
Post a Comment
<< Home