یار دبستانی من
ایرجو دو سه روز پیش دیدمش. می گفت سیگار فروشی کلاسش یه کم پایینه، ولی زندگیه دیگه، باید کرد! کیوانم تا حالا صد دفه بهش گفتم این کارا آخر عاقبت نداره، کو گوش شنوا. دیروز رفتم دیدن مهدی، دکترا ازش قطع امید کردن، ولی خودش روحیه اش خوبه. مرتضی هم هفته دیگه دادگاهشه، می گن اعدام رو شاخشه، دویست کیلو کم چیزی نیست خداییش. مسیح می گه می خواد رکورد رضازاده رو بشکنه، تا حالا رسیده به 55، پیشرفتش خوبه ماشاالله! خودمم که هم چنان دارم بیل می زنم!
الهی اسب آبی و ایضا جوجه تیغی در مورد کسانی که این جا چیزی نمی نویسن وظایف مربوطه رو انجام بدن!

4 Comments:
ای داد! پس دکتر همه چی رو به تو گفت؟!
By
Mehdi, at 22 July, 2006 20:29
علی جون، مهدی شاهده، من هرویین رو ترک کردم زدم تو خط ماری جوانا.اما از من به شما نصیحت، با سرنگ کس دیگه تزریق نکنین.
By
keyvan, at 22 July, 2006 23:02
ای بابا !! کیوان دروغ چرا؟؟تو که هروئین را می کشی ،تزریق نمی کنی.آدمی هم که می کشه، به هین راحتی نمی تونه ترک کنه.به خصوص اگه نزدیکش هروئین باشه و دائم بوش با هر بادی برسه به آدم
By
Anonymous, at 23 July, 2006 14:02
بابا من این کیوان رو می شناسم تا حالا بیست بار ترک کرده ولی باز هم گرفتار شده. باید ببندیمش زیر تخت!
By
Mehdi, at 23 July, 2006 19:18
Post a Comment
<< Home