برق و کامپیوتر81

Tuesday, August 14, 2007

Tips and Tricks 2

* هنگام نشاندنِ درخت دوستی از روی شاخه‌اش بلند شوید.

* قبل از آنکه احساس کنید به شعورتان توهین شده از داشتنش مطمئن شوید.

* اگر مدتی است هنگام نگاه‌کردن به دوردست‌ها چشم‌انداز روشنی نمی‌بینید،‌ شماره‌ی عینکتان افزایش یافته‌است.

* آیا به دنبال راهی برای زدودنِ تاریکی‌ها هستی؟‌ خُب چراغو روشن کن، احمق جون.

* اگر احساس می‌کنید خودتان را گم کرده‌اید،‌ به آقا پلیسه مراجعه کنید.

* بنی‌آدم اعضای یکدیگرند. حالا کدوم عضو، بماند!

* هر روز هزاران سیب بر زمین می‌افتد، آنچه وجود ندارد رانیِ سیب و هلو است.

* اگر کل راه‌حل‌های موجود n تا باشد و شما m راه را امتحان کرده‌اید،‌ دقیقا n-m راه باقی است.

* مسواک برای تمیز کردن دندان‌هاست، نه شانه کردن موها. (البته می‌توانید با دسته‌اش گوشتان را هم تمیز کنید.)

* لعنت بر پدر و مادر کسی که اینجا آشغال بریزد.

* هیچ گاه با دهانِ پُر،‌ گه خوری نکنید. (شرمنده، ولی نمی‌شه!)

Labels:

32 Comments:

  • قبل از استفاده از دهان شویه آن را
    بچشید

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 11:34  

  • دستا بالا و الّا بی حرکت. زود خودتو معرفی کن انونیموس جان.

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 11:37  

  • ایول جه سریع آدما گیر میندازی.حلا چه اهمیتی داره که من کی هستم.

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 11:41  

  • اهمیتی که نداره! (شوخی) ولی کلا دور هم باشیم بگو ببینم کی هستی.

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 11:45  

  • ای بابا، طرف ترسید فرار کرد.

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 11:57  

  • خودت ترسیدی
    اون موقع وقت نداشتم دی سی شدم. جرات داری دوباره بپرس بهت جواب بدم

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 22:24  

  • جواب بده خب

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 22:25  

  • من منتظرم، زودباش.

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 22:26  

  • حلا هم اومدم میل چک کنم گفتم یه سری بزنم شاید آپ کرده باشی
    چرا هیچی ننوشتی؟

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 22:26  

  • اول تو جواب بده تا من بگم چرا آپ نکردم

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 22:31  

  • ای بابا از ظهر تا حالا اینجایی
    من که گفتم انونیموس جانم

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 22:33  

  • آره من کمین نشستم. آقا متاسفم ولی اگه تا پنج دقیقه دیگه خودتو معرفی نکنی، مونیتورت منفجر می شه.

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 22:36  

  • اصلا نمی خواد بگی چرا آپ نکردی حتما حرفی برای نوشتن نداشتی

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 22:40  

  • ببین دیگه این حرفا چیزی رو حل نمی کنه. بازی تموم شد. تو گیر افتادی و هیچ راه برگشتی نداری.

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 22:44  

  • باشه حالا چرا عصبانی میشی. من مانیتورم را دوست دارم بهت میگم. من یکی از خواننده های قدیمی هستم که دو سالی بود سر نزده بودم حالا دوباره برگشتم. در ضمن آقا هم خودتی. من خانمم.

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 22:45  

  • پس از خواننده های قدیمی هستید؟ بعد از انقلاب هم می خونید یا رفتید لس آنجلس؟ (هر هر هر) مونیتورت رو نمی سوزونم دیگه راحت باش. راستی این مدت چی کار می کردی؟

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 22:49  

  • پنج دقیقه گذشت پس چرا منفجر نشدم؟

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 22:54  

  • گفتم که دیگه غیرفعالش کردم ولی اگه خیلی دوست داشته باشی می تونم... D:

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 22:55  

  • اگه وبلاگه شما آوازه آره الان هم میخونم همین جا هم می خونم
    تا کور شود هر آنکه نتواند دید یا شنید

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 22:56  

  • خیلی لحنت تند بود. حداقل به جوونیت رحم کن.

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 22:59  

  • مثل این که بد جوری سوختی.اشکالی نداره پیر میشی یادت میره در ضمن یه لیوان آب خنک تندی را میزداید !من یه بار خداحافظی کردم ولی این اینترنت کوفتی ارور داد.
    دوباره مینویسم... اگه دوست داری منفجر کن، بدم نمی یاد این جور انفجار راهم تجربه کنم
    خدا حافظ شما باشد.
    و من ا.. توفیق!

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 23:16  

  • به سلامت. فکر کنم لازم به توضیح نباشه که داشتم شوخی می کردم. باز هم به کلبه تنهایی ما سر بزن. آدرس وب نازت رو هم بذار!

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 23:20  

  • نه این قدرها هم خنگ نیستم. فرق شوخی را با جدی می فهمم
    من وب ندارم
    باز سر میزنم
    این دفه با اسم واقعی ام

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 23:38  

  • شرمنده! فقط یه سوال، وبلاگ ما رو از کجا پیدا کردید؟.

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 23:43  

  • باید برم خوابم این قدر سوال نپرس!!!!

    الف: از تو اینترنت
    ب: از وبلاگ های دیگه
    ج: هر دو
    د: همه موارد

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 23:47  

  • مچکرم، دیگه سوالی ندارم. شب به خیر.
    شایعه: از این به بعد هر شب یکی از خواننده ها به دام افتاده و در پیشگاه ملت محاکمه می شوند.

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 23:53  

  • !خدا باعث و بانی اش را خیر بده
    شب به خیر

    By Anonymous Anonymous, at 18 August, 2007 23:57  

  • لطفا بعد از خواندن پستهاي آقاي مهدي دهانتان را با همان دهان شويه آب بكشيد و چشمهاي خود را مسواك بزنيد و همچنين مغزتان را 7 بار خاكمال كنيد

    By Anonymous Anonymous, at 19 August, 2007 22:08  

  • ایول اون یکی انونیموس. یعنی جدی خیلی زیبا گفت. حالا دقیقا من رو نابود کردی یا خواننده ها رو؟
    لیبل: کوچه علی چپ

    By Blogger Mehdi, at 19 August, 2007 22:26  

  • بايد خدمتتون عرض كنم در مورد نابود كردن بهتره اينطوري بگم كه سعي بر اين بوده كه به گونه اي عمل بشه كه بتوان با ارائه ي جملاتي كوتاه و مختصر تا آنجا كه مي توان در خصوص اين موضوع و همچنين موارد مشابه آن و همينطور مواردي كه شباهت آنچنان زيادي ندارند به يك نحو اعمال نظر بشه تا بتوان با استفاده از استراتژي كاملا متمايز اساس و پايه ي اين مدل نا هنجاريهاي اكپنشياليستي را با در نظر گرفتن ابهامات موجود و نا موجود در راستاي ورتيكال رسيدگي كرد

    By Anonymous Anonymous, at 19 August, 2007 23:49  

  • بابا این طرف(آقا/خانم) ریاضی کاره. تازه ، فلسفه هم پاس کرده. مهدی مواظب باش.

    By Blogger keyvan, at 20 August, 2007 00:43  

  • بسم ربّ الشهدا و الصدیقین

    البته با توجه به عدم بهره‌وری و شناخت سطحی و حجمی شما که ناشی از عدم آگاهیِ ناآگاهانه‌تان نسبت به هژمونی نوشتاری نگارنده در عرصه‌های پهنه‌ناک و دیدگاه‌های پلورالیستی که از وسعت نگاه نشات می‌تواند بگیرد،‌ و همچنین لزوم توجه به تئوری قبض و بسط پراگماتیک یا عمل‌کردن به قبض و بسط تئوریک، می‌توان به چالش‌های دیالکتیکِ فراروی خواننده پی برد. البته انکار دیدگاه‌های پست‌مدرن با توجه به تابع شعور مخاطب، تنها می‌تواند ناشی از اکسترمم‌های ناهمجنسگون روانی باشد. برای درک بیشتر این استراتژی همیشه‌برنده شما را ارجاع می‌دهم به قضیه دوگوا در کثیرالجمله‌ها و قضیه فوئرباخ و اسمو گورزوسکی. باشد که موجبات تعالی روح و فروهِشتن اودیپتیکالِ مسائل پیرامونی شما و نزول از شائبه کاریزماتیک به‌وجودآمده و لم‌ینتظر فعلی باشد.

    والسلام علی من اتبع المِهدی.

    By Blogger Mehdi, at 20 August, 2007 09:25  

Post a Comment

<< Home