برق و کامپیوتر81

Saturday, March 15, 2008

اگر بار گران بودیم، هستیم

سلام. [می‌دونم نباید سلام کرد ولی خب این دفعه خیلی هم بی‌طمع نیست]
حتما الان منتظرین که من یه نطق غرّایی در خصوص اینکه ای بابا دیدی سه سال از تولد اینجا گذشت و چه زودگذشت و این حرفا بکنم، آره؟
و البته این احتمال هم وجود داره که همچین انتظاری نداشته باشید، نه؟ آره صددرصد احتمالش هست ولی هیچ غیرممکنی وجود نداره مگه اینکه غیرممکن باشه. [لامصّب]

همه‌ی این مزخرفات رو گفتم که این رو بگم، من یه سری از چرندیاتی که اینجا نوشته‌بودم رو بردم گذاشتم یه جای دیگه [که متعاقبا اعلام می‌شه]. البته بعضی‌هاش واقعا تاسف‌آوره و من از خوندنش هم خجالت می‌کشم چه برسه به نوشتنش ولی برای آینه‌ی عبرت بودن بد نیست. برای اینکه هر وقت خواستم دهنمو باز کنم و در مورد حماقت و جوادَت ملّت نظر بدم، بگم که هی یارو یه نگاه هم به شاهکارهای خودت بنداز و لطفا‍‍ً خفه‌شو اگه ممکنه. و از اون جالب‌تر اینه که در جواب می‌گم خودت خفه‌شو دوست عزیز و قضیه رو زیرسیبیلی رد می‌کنم و اون دهان مبارک رو با خیال راحت باز می‌کنم و یا علی. نمی‌دونم یه هوس زودگذره یا یه تجربه‌ی جدید یا هر کوفت و زهرمار دیگه‌ای ولی حداقل موقتا بدم نمیاد که امتحانش کنم و هیچ بعید نیست که به زودی پشیمون بشم [نشم].

و اما در مورد این مکان دوست‌داشتنی فعلی و هم‌وبلاگی‌های عزیز و این که پس اینجا چه غلطی بکنیم، و آیا اصلا غلطی هم برای اعمال باقی‌ مونده یا نه. چند تا راه وجود داره ولی خب به دلیل اینکه یادم نیست بقیه‌شو، همون اولی رو می‌گم. هر کس از اعضای فعلی که حاضر به نوشتن در اینجا و ادامه دادنه که بسم‌الله، تا آخر همین هفته یه کامنت پای همین نوشته بذاره و آمادگیشو به شکل دشمن‌شکنانه‌ای اعلام کنه (حالا اگه دیدم خیلی استقبال گسترده است شاید به هیچ‌وجه تمدیدش نکنم). محض احتیاط اگه کس دیگه‌ای هم هست که پایه است در همون موعد مقرّر بگه. [همون قضیه‌ی غیرممکن و این چیزا]

تبصره‌ی 13: منظورم از نوشتن، پست گذاشتن مستمر یا هر چند وقت یه بار با فرکانس غیر صفره. ‌

اما اگه به هر دلیلی اعم از نداشتن یا داشتن حال، وقت، فونت و ... دیگه نوشتن واستون مقدور نیست، از زحماتی که تا اینجا کشیدید ممنون. اگه بعدا به همون دلایل یا دلیل دیگه‌ای اوضاع عوض شد بگید تا دوباره دعوتتون کنم، اگه هم نه که مخلص. در مورد خودم هم که اگه کسی موند، منم هستم و بالاخره یه خاکی سر خودم و خودتون می‌ریزم. اگه هم نموند که بازم من هستم، بدون خاک البته. [شایدم زیر خاک، کسی چه می‌دونه]

بند جیم:‌ واضحه که من همیشه از خوندن نوشته‌هاتون خوشحال می‌شم.

متعاقبا‍ً:‌ گورستان جدیدی که به اون نقل مکان کرده‌ام رو ایـــنجــا می‌تونید ببینید. اگه دوست داشتید اون طرف‌ها هم بیاین. البته هنوز هیچ مطلب جدیدی ننوشتم. اسم و آدرسش رو هم شاید بعدا تغییر بدم، نمی‌دونم. در هر صورت لینکش رو برای خودارسالی و دیگرآزاری می‌ذارم همین بغل.

حرف آخر: اون چیزهایی که اون بالا گفتم رو یادتون نره. در ضمن تولد این طفل نو رسیده که به شکل اسرار آمیزی و از سر الطاف خفیه‌ی الهی بار دیگر مقارن با سال نوی شمسی [؟] هم شده بر شما میمون‌ها خجسته باد.

1 Comments:

  • خب واسه اینکه روی خودم زمین نخوره و بیش از این سگ محل نشم، خودم یه کامنت می‌ذارم.

    By Blogger Mehdi, at 23 March, 2008 13:20  

Post a Comment

<< Home