روح نوازی
من یه تئوری نیمه اثبات شده دارم که می گه آدمای تنگ نظر تمام عمرشون رو باید حمال باشن! احتمالا شما هم تا حالا با این تیپ آدما رو به رو شدین، آدمایی که خیال می کنن این زرنگیه که مراقب باشن خدای ناکرده خیری ازشون به کسی نرسه! تازه همین تیپ خودش به دو زیر گروه اصلی تقسیم می شه:
زیر گروه اول کسانی هستند که خیری نمی رسونن، انتظاری هم ندارن، هر چند این تیپ اعصاب خورد کن و حال به هم زن هستن ولی خوب، می شه با یه "تو روحت!" یا "..."، البته ترجیحا به صورت غیر کلامی، شرایط رو قابل تحمل کرد.
زیر گروه دوم، که من شخصا گاهی هوس می کنم با کمال میل خفه شون کنم، کسانی هستند که خیری که نمی رسونن هیچ، کلی هم از بقیه طلب کارن که باید در هر زمینه ای در خدمتشون باشن! خداییش این عده از مرز "تو روحت" گذشتن!
البته انواع دیگه ای هم تنگ نظری هست که می شه گفت همه، کم و بیش یه جورایی دچارش هستیم. مثلا من یه بابایی رو می شناسم که سه چهار ساله یه گوشی موبایل داره، طبیعتا گوشیه پر از خش و رنگ و رو رفته اس، اما پدر آمرزیده هنوز طلق روی LCD موبالش رو نکنده، چون می خواد "نو بمونه!".
یا مثلا تاکسی پیکانایی دیدم که مدل پنج شش سال پیش بوده، هنوز پلاستیک روی آفتاب گیر های جلوش به قوت خود باقیه، ماشینه تا حالا ده بار تصادف کرده، تا راه می ره صدای ماشن دودی می کنه، اون پلاستیکای کذایی از شدت چرکی سیاه شده، ولی طرف می خواد دوتا آفتاب گیرش نو بمونه!
این که چیزی نیست، طرف یه گاواش رو فروخته یه سال پیش یه پراید خریده، هنوز روی سپرای پرایده می شه اثراتی از پلاستیک دید!
یا مثلا یه پیکان قراضه مدل 55 داره، کف ماشین از شدت پوسیدگی سوراخ شده، طرف افتخارش اینه که رنگ ماشن من فابریکه! اگه دقت کنین هر یه متر به یه متر، گله به گله می تونین یه چیزایی ببینین که هنوز پوسته نشده و نریخته و منظور از "رنگ فابریک" همیناس!
یا یه بار تو اتوبوس دیدم یکی وقتی گوش دادن به واکمنش تموم شد (از این نواریا بود) یه باتریاشو درآورد برعکس زد جا! چون معتقد بود واکمن وقتی هم خاموشه باتری مصرف می کنه و با این ترفند، به عمر باتری قلمی دویست تومنی عزیز تر از جانش اضافه می شه!
بابا جان،
اگه ماشین می خری مث بچه آدم همون روز اول پلاستیکاشو بکن بده بازیافت جاش کیسه زباله بگیر،
اگه ماشین حساب می خری جلدش نکن که نو بمونه،
اگه گوشی موبایل می خری، طلق کذایی رو بکن بنداز دور،
اگه می تونی ماشین قراضه رو بده رنگش کنن، رنگ فابریک نمی خواد روش باشه،
این قدر رو اعصاب من راه نرو!
زیر گروه اول کسانی هستند که خیری نمی رسونن، انتظاری هم ندارن، هر چند این تیپ اعصاب خورد کن و حال به هم زن هستن ولی خوب، می شه با یه "تو روحت!" یا "..."، البته ترجیحا به صورت غیر کلامی، شرایط رو قابل تحمل کرد.
زیر گروه دوم، که من شخصا گاهی هوس می کنم با کمال میل خفه شون کنم، کسانی هستند که خیری که نمی رسونن هیچ، کلی هم از بقیه طلب کارن که باید در هر زمینه ای در خدمتشون باشن! خداییش این عده از مرز "تو روحت" گذشتن!
البته انواع دیگه ای هم تنگ نظری هست که می شه گفت همه، کم و بیش یه جورایی دچارش هستیم. مثلا من یه بابایی رو می شناسم که سه چهار ساله یه گوشی موبایل داره، طبیعتا گوشیه پر از خش و رنگ و رو رفته اس، اما پدر آمرزیده هنوز طلق روی LCD موبالش رو نکنده، چون می خواد "نو بمونه!".
یا مثلا تاکسی پیکانایی دیدم که مدل پنج شش سال پیش بوده، هنوز پلاستیک روی آفتاب گیر های جلوش به قوت خود باقیه، ماشینه تا حالا ده بار تصادف کرده، تا راه می ره صدای ماشن دودی می کنه، اون پلاستیکای کذایی از شدت چرکی سیاه شده، ولی طرف می خواد دوتا آفتاب گیرش نو بمونه!
این که چیزی نیست، طرف یه گاواش رو فروخته یه سال پیش یه پراید خریده، هنوز روی سپرای پرایده می شه اثراتی از پلاستیک دید!
یا مثلا یه پیکان قراضه مدل 55 داره، کف ماشین از شدت پوسیدگی سوراخ شده، طرف افتخارش اینه که رنگ ماشن من فابریکه! اگه دقت کنین هر یه متر به یه متر، گله به گله می تونین یه چیزایی ببینین که هنوز پوسته نشده و نریخته و منظور از "رنگ فابریک" همیناس!
یا یه بار تو اتوبوس دیدم یکی وقتی گوش دادن به واکمنش تموم شد (از این نواریا بود) یه باتریاشو درآورد برعکس زد جا! چون معتقد بود واکمن وقتی هم خاموشه باتری مصرف می کنه و با این ترفند، به عمر باتری قلمی دویست تومنی عزیز تر از جانش اضافه می شه!
بابا جان،
اگه ماشین می خری مث بچه آدم همون روز اول پلاستیکاشو بکن بده بازیافت جاش کیسه زباله بگیر،
اگه ماشین حساب می خری جلدش نکن که نو بمونه،
اگه گوشی موبایل می خری، طلق کذایی رو بکن بنداز دور،
اگه می تونی ماشین قراضه رو بده رنگش کنن، رنگ فابریک نمی خواد روش باشه،
این قدر رو اعصاب من راه نرو!

12 Comments:
man tarjih midadam, hamun avvale bahs ke theorit ro gofti, va baad dar akhare paragraphe dovvom 2 dastashun ro moarefi kardi, be un bahset edame midadi va bishtar ruye nazari ke dashti harf mizadi.
dar vaghe az shorue paragraphe 3 vaghean masireto avaz kardi dari yek chize dige migi!!!!
faghat yek comment kuchik bud baraye ali bozorg ke matnash bahale hamishe.
By
iraj, at 10 May, 2008 21:08
یه کمی موافقم، ولی از پاراگراف سه به بعد هم یه جور تنگ نظریه، شاید حوزه تاثیر دوتای اولی بیشتر اجتماعیه، و بیشتر هم آسیب می زنه، مثلا باعث می شه کسی به کسی اعتماد نکنه، یا خیری نرسونه با این تصور که اگه تو هم جای من بودی و من جای تو، با من همین رفتار رو می کردی، سومی ها بیشتر فردیه و البته درمانش هم ساده تره.
باحالی هم از خوتونه استاد خیلی خیلی خیلی خلی خلی خیلی بزرگ، راستی 22 می کنفرانس دارین؟ ما هم بیایم؟!
By
ali, at 10 May, 2008 21:43
اون دوتا خلی خلی هم خیلی خیلی بود داشتم همزمان دو عمل تایپ کردن و خوردن رو انجام می دادم ی هاش افتاد!
By
ali, at 10 May, 2008 21:45
:D
agha 19 may hastesh, baele tashrif beyarin khoshhal mishim, rasti man hanuz visa nadaram, yekho age shoma tashrif bordin man nabudam, yek ashnayi bedin, eshala bagheye be jaye man tahvil migirand :D ;)
By
iraj, at 10 May, 2008 21:55
ای بابا من فکر می کردم کنفرانس تو رستوران خودتونه!
امیدوارم بهت ویزا بدن! با هواپیما می ری یا مینی بوس؟! خوبه؟ خوش می گذره؟! هواپیماش مطمئن هست؟ ;)
By
ali, at 10 May, 2008 22:17
کی گفته من چشام شوره؟ هان؟! هان؟!
By
ali, at 10 May, 2008 22:18
valla ghater sefaresh dade budim, albatte baeziha asb keraye karde budan :D rasti ali jun, kesi nagofte cheshmaye shoma shure, hala bashe!!!! fekr kardi mituni ruye kare man tasiri bezare? na aslan dochare azabe vojdan nasho, rahat bash =))
By
iraj, at 10 May, 2008 23:08
چشمهای علی فقط من و مهدی و ماشین فرزین را دوست دارد و بس. علی جون چند وقته خیلی اعصابت به هم ریخته. بگو کی داره اذیتت می کنه ؟ خودمون ترتیبش رو می دهیم.
در ضمن منم یک ماه پیش کاور موبایلم رو کندم. :D
By
keyvan, at 11 May, 2008 10:07
عالی بود علی، خیلی حال کردم. مخصوصا با اون باطریه. چند وقت پیش رفته بودم پست فیض، یه یارویی اومد یه چیزی بفرسته که فلزی بود، توی این پاکت کاغذیا گذاشته بود. کارمند پست بهش گفت که چون ممکنه پاره بشه و گم بشه باید توی این پاکتهایی که داخلش آلومینیومیه [؟] بذاری. هزینه پاکت هم دویست تومنه. طرف بیست دقیقه وایساده بود داشت چونه میزد که نمیشه همینجوری بفرستم واسه اینکه اون دویست تومن رو نده ازگل. آخرش هم بیخیال شد حدس میزنم رفته باشه پست نشاط.
By
Mehdi, at 11 May, 2008 12:40
مخلصیم مهدی، چه طوری کیوان خووووووبیییییییییییی؟!
By
ali, at 11 May, 2008 20:00
فوت نا بهنگام اینجانب را به همه هواخواهان و هواداران تبریک عرض می کنم. (دلیلش اصلا مشخص نیست ها)
By
keyvan, at 13 May, 2008 12:41
خدا بیامرزدت کیوان، هر چند آدم درستی هم نبودی به اون صورت :D
By
Anonymous, at 13 May, 2008 16:34
Post a Comment
<< Home