برق و کامپیوتر81

Monday, May 22, 2006

ميخ در ديوار



طبق معمول یک جایی اینو دیدم اینجا زدم!!!

يكي بود يكي نبود، يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب.

روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد.

بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد.

روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسر جوان به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد. پدر رو به پسر كرد و گفت: "دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود. پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. يك زخم فيزكي به همان بدي يك زخم شفاهي است. دوست ها واقعاً جواهر هاي كميابي هستند ، آنها مي توانند تو را بخندانند و تو را تشويق به دستيابي به موفقيت نمايند. آنها گوش جان به تو مي سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها هميشه مايل هستند قلبشان را به روي ما بگشايند."

نتیجه اخلاقی : لطفاً اگر من در گذشته در ديوار شما حفره اي ايجاد كرده ام مرا ببخشيد.

نتیجه فلسفی : پشت سرمن قدم برندار، چون ممكن است راه رو خوبي نباشم، قبل ازمن نيز قدم برندار، ممكن است من پيرو خوبي نباشم ، همراه من قدم بردار و دوست خوبي براي من باش.

7 Comments:

  • آقا ببخشید، 1000 تا میخ دارید؟

    By Blogger keyvan, at 22 May, 2006 00:30  

  • آقا این نتیجه گیری فلسفی رو اگه انگلیسیشو می ذاشتی بهتر نبود؟!
    Don`t walk behind me,I might not lead.Don`t walk in front of me,I migh not follow.Walk beside me and be my friend.

    البته شرمنده ها! شما تافل دادید خدای زبانید ولی من با اصل این خیلی حال می کنم!

    By Blogger Mehdi, at 22 May, 2006 05:41  

  • "مخ در دیوار"
    نتیجه ی اخلاقی:اگه دیگه تو دیوار ما میخ فرو کنی مخ تو می کوبم تو دیوار

    By Blogger morteza, at 22 May, 2006 21:38  

  • خوشبختانه میخ ممکنه بتونه دیوار را سوراخ کنه اما خرابش نمیکنه.اصلاً میشه میخ را در در نیاورد و بهش یه قاب قشنگ آویزون کرد که توش یه عکس قشنگ هست و دیوار را زیباتر میکنه

    By Anonymous Anonymous, at 23 May, 2006 10:46  

  • آخه چند تا قاب میشه زد؟
    تازه فاصله قابها یه مینیممی داره
    نمی دونم یا من اعصاب پعصابم زود به زود خورد میشه

    By Blogger morteza, at 23 May, 2006 22:22  

  • مرتضی یه کم سه بعدی فکر کن.طول میخ ها و مقداریش که توی دیوار فرورفته می تونه متفاوت باشه!!

    By Blogger Mehdi, at 24 May, 2006 06:46  

  • ولی حتی اگه بشه سه بعدی قابها رو وصل کرد قابهایی که تو ردیف اول هستن فقط دیده میشه اون وقت دوباره حق کسایی که قابشان پشت مونده "زایه" میشه میخوان بیان میخ بکوبند قاب جدید بزنند

    این درس امروز بود بچه ها فهمیدین فیدبک مثبت یعنی چی؟

    By Blogger iraj, at 24 May, 2006 18:06  

Post a Comment

<< Home