امتحان، فوتبال، جام جهانی1
سلام. پس از یک فترت یک ماهه (با پست فطرت اشتباه نشه!) دوباره اومدم. می دونم چه قدر نگرانم بودید! طبق معمول توضیح بدیم که تو این مدت چه بلاهایی سرمون اومده. همون جور که یه بار قبلا هم گفتم ایام مبارک امتحانات همیشه باید یه چاشنی اعصاب خوردی کنارش داشته باشه که می تونه جام ملت های اروپا، انتخابات یا جام جهانی باشه. البته واضح و مبرهن است که اولویت فوتبال از همه چی به خصوص درس و امتحان بالاتره!(الان ایرج داره چشم غره می ره!)
جاتون خالی ما هم تو این مدت همه اش مشغول تفکر و برنامه ریزی بودیم که چه جوری هم کلیه فوتبال ها رو ببینیم هم از شدت خرابکاری توی امتحان ها بکاهیم. اولین امتحان فیلتر بود. تجربه نشون داده هر چی واسه یه امتحان بیشتر وقت داشته باشی نتیجه بدتر می شه.یه جورایی هم چون میان ترم رو با اندک خوندن و دو در کردن تکالیف به خوبی داده بودیم، توهم برمون داشته بود که پایان ترم هم همین طوره ولی زهی خیال باطل. سر امتحان کلا هنگ کرده بودم. هیچ جوره هم ریست نمی شدم. اگر چه کل فیلتر رو توی دو برگ با فونت 2 و به فرمت RAR نوشته بودم ولی اصلا فایده نداشت. مشکل دیگه اینه که من، تو امتحانایی که توی کلاس های مجتمعه اصلا نمی تونم فکر کنم (من و تفکر؟!!). دلیلش هم اینه که تداخل امواج زیاده احتمالا! نتیجه منطقی این که اگه امتحان توی تالار ها بود عمرا زیر 19 نمی شدم ! (آره ارواح شیکمم!) خلاصه امتحانی که رفته بودیم برای بالای 17 رو شاید زورکی پاسش کنیم.
فردای فیلتر هم که جام جهانی شروع شد و طبیعتا دهن ما مورد عنایت قرار گرفت. فردای باخت به مکزیک باید می رفتیم امتحان شبکه با 25 تا سوال. البته می شد کل سوالات رو تو یه سوال خلاصه کرد : "کتاب تننبام و گارسیا را با ذکر مثال شرح دهید؟!" من هشت صفحه چیز نوشتم آخرش هم تموم نشد. حالا اگه صحیح می کرد دلم نمی سوخت. مطمئنم هندسی حتی حال اینکه برگه ها رو با خودش ببره نداشته. همین جور که می دونید ایشون یکی از مهم ترین فراخان (با فراخوان و لوییس فراخان اشتباه نشه !) دانشکده هستند و پوز عسگری رو صد در صد به خاک می ماله!
بعدش هم نوبت به درس بسیار شیرین و دوست داشتنی! ریشه رسید. چنان سوتی عظمایی توی تشریحی هاش دادم که نگو و نپرس. هر چی می کشم از دست این [...] می کشم. خیلی ازش خوشم می آد باید سه نمره هم به خاطرش از دست بدم. بعد از یه عمر اقتدار توی دروس عمومی باید منتظر یه نمره درخشان باشم. حالا اینا به کنار فردا صبحش امتحان فیزیک داشتیم با مجسمه هوش و دانش. من نمی دونم چقدر از این گوسفند متنفرم. ساعت 5 رسیدم خونه و نیمه دوم اسپانیا - اوکراین رو هم بی خیال شدم. اومدیم بخونیم دیدیم ای بابا هیچی نمی فهمیم.(با کمال شرمندگی اصلا نمی دونستم قضیه چیه!) اشکم دیگه داشت در میومد. گفتم حذف کنم دیدم دیگه عمرا حوصله سر و کله زدن با این جونور رو ندارم. در نتیجه از ساعت ده شب مجددا شروع کردیم و فرداش هم به حول و قوه الهی و امدادهای غیبی و کمک سربازان گمنام امام زمان امتحان رو دادیم تا ببینیم چی پیش می آد. امتحان آخر هم که FPGA بود، هر چی زور زدم یادم نیومد ISP مال چی بود.
Internet Service Provider، International Security Problem، Integration Sum of Products,...
آخرش هم یه جواب جفنگ بی ربط نوشتم که احتمالا استاد از خنده روده بر می شه!
این بود گزارشی از گلکاری های من در تپه امتحانات. ادامه این پست که مربوط به فوتبال و جام جهانی می شه رو بعدا می گذارم.

0 Comments:
Post a Comment
<< Home