بنزین-گوسفند-خلایق

من اساساً خوشم نمیاد که شعور کسی را زیر سوال ببرم.اما گاهی پیش میاد که آدم مجبور به این کار میشه.یکی از این موارد این قضیه ی سهمیه بندی بنزین و اتفاقات بعد از اون بود.اون آشوب ها و آتش بازی ها که اصلاً قابل بحث نیست.منظور من اون صف های احمقانه هست که شب قبل از سهمیه بندی درست شده بودند.واقعاً اونهایی که با سطل و شیشه نوشابه توی صف بنزین ایستاده بودند فکر میکردند یک سطل یا یک شیشه نوشابه چند روز ماشینشون را راه میبره؟
فکر میکنید از اون(امیدوارم کسی بدش نیاد، حتی گوسفنده) گوسفندهایی که توی اون صف ها ایستادند میشه انتظار داشت که مواقع مهم مثلاً انتخابات یا هر مورد دیگه ای درست فکر کنند و تصمیم بگیرند.با این وضع همین شرایطی که همه ازش شاکی هستند ، از سرمون هم زیاده.
فکر میکنید از اون(امیدوارم کسی بدش نیاد، حتی گوسفنده) گوسفندهایی که توی اون صف ها ایستادند میشه انتظار داشت که مواقع مهم مثلاً انتخابات یا هر مورد دیگه ای درست فکر کنند و تصمیم بگیرند.با این وضع همین شرایطی که همه ازش شاکی هستند ، از سرمون هم زیاده.

19 Comments:
سلام
فکر می کنید اگه یک جا دیگه این خبر اعلام می شد این کارارو نمی کردن؟
By
iraj, at 29 June, 2007 02:37
خب اصولا ما ملتی هستیم که نهایت آینده نگریمون واسه فردامونه. (البته خودم هم مشمول این اصل می شم).
اصلا این درجه از حماقت قابل توجیه نیست. ایرج منظورت از اینکه اگه جای دیگه بود چی کار می کردند رو نمی فهمم. حماقت، حماقته حالا هر جا که می خواد باشه.
By
Anonymous, at 29 June, 2007 10:04
منظور من ملتهای کشورهای دیگه است. اگه می خوای فکرشو بکنی بله حتی اروپاییها و آمریکاییها.
خودت که می دونی اصولا مرغ همسایه غازه و جمله بعدی هم اینه:
اصولا ما ملتی هستیم که ...
حماقت حماقته ولی چرا همیشه حماقت ملت خودمون را چند صد برابر حماقت بقیه می بینیم؟
By
iraj, at 29 June, 2007 18:22
اول که من از واژه ی اصولا خیلی بدم میاد و معمولا برای مسخره بازی به کار می برم. در مورد اینکه آیا ملت های دیگه هم همچین کاری می کنند، چون نه تجربه زندگی در اونجا رو داشتم و نه مطالعه ای در این مورد چیزی نمی تونم بگم. (در مورد آشوب البته قضایای فرانسه که یه مشت الغ ماشین آتیش می زنند هست). اما مشکل حماقت ماها اینه که اولا خیلی سطحش گسترده و فراگیره و ثانیا مستقیما روی زندگی و آینده مون تاثیر می ذاره. وضعیتی که الان توش گرفتار شده موید همین مطلبه. و بعد از اون هم ما داریم تو ایران زندگی می کنیم و باید به حماقت های خودمون توجه بیشتری بکنیم. من بارها گفتم که به نظرم دلیل خیلی از مشکلات پایین بودن سطح آگاهی مردم و سطحی نگریشون تو قضایاست. منظورم هم فقط مردم عادی نیست حتی خیلی از همین هم کلاسی هایی که می شناسیم هم شعورشون در حد یک گاب بلکه هم کمتره. در ضمن این یه نظر شخصیه و ممکنه یه نفر هم نسبت به من همین قضاوت را داشته باشه.
By
Anonymous, at 29 June, 2007 22:10
خب من منظورم قضاوت نسبی در مورد این اتفاق نبود.کاملاً مطلق نگاه کردم.شاید واقعاً حرف ایرج در این مورد درست باشه که اگه این وضع توی یک کشور پیشرفته به وجود بیاد، عکس العمل مردمشون خیلی بدتر باشه.اما شرایط اون کشورها نشون میده که سایر تصمیمات اونها ظاهراً خیلی اشتباه نیست هر چند که ممکنه در این جور موارد واکنش شدیدتری داشته باشند.به نظر من این واکنش ابلهانست چه در ایران چه یک کشور دیگه
:D فکر نکنم گوسفند، بومی ایران باشه
By
rama, at 29 June, 2007 22:39
راستی خیلی واضحه که این نظر شخصی من بود.ممکنه یک نفر دیگه هم در مورد خود من همین نظر را داشته باشه
By
rama, at 29 June, 2007 22:42
ما مسوول اشتباههای خودمان هستیم نه مردم کشورهای دیگر. بنابراین لزومی ندارد دربارهی حماقت ملتهای دیگر نگران باشیم.
By
Anonymous, at 30 June, 2007 17:26
بی نام جان، حرفت دقیقا درسته.
By
Anonymous, at 30 June, 2007 17:55
بععععع بععععع بععععع
کسی منوععععع صدا کعععععرد؟!
By
Anonymous, at 30 June, 2007 19:24
تو امریکا هم ملت تو صف می خوابن که iphone بخرن یا آخرین نسخه کتاب احمقانه هری پاتر رو جزو اولین کسانی باشن که می خونن.
این مسائل قابل تعمیم دادن به همه یه ملت نیست که مثلا بگیم اوه اوه با شیشه نوشابه می خواد باکشو پر کنه پس خاک بر سر این ملت! نظر من رو بخوای کسانی که این کارو کردن اتفاقا به احتمال زیاد آدمای خیلی زیرکی هستن و هدفشون یه اقدام نمادین بوده وگرنه هیچ کس تا این حد ابله نیست که بخواد با شیشه نوشابه به ماشینش بنزین برسونه.
By
ali, at 30 June, 2007 19:41
علی با این حرف تو جدی باید به ملتی که تا یک نصفه شب 4 لیتری دستشون می گیرن و تو صف وایمیسن واسه یه اقدام نمادین آفرین گفت.
By
Anonymous, at 30 June, 2007 19:50
واقعاً میتونی بپذیری که این کار از زیرکی مردم بوده؟؟در ضمن همین ملت زرنگ دارن تاوان سنگینی به خاطر اون حرکت نمادین رای ندادن توی انتخابات پس میدن
By
rama, at 30 June, 2007 23:58
اگر زیرکی مردم این است پس حماقت چیست؟
By
Anonymous, at 01 July, 2007 00:59
گر بریزی بحر را در کوزهای
چند گنجد قست یکروزهای
By
Anonymous, at 01 July, 2007 01:00
اولا چرا می زنین؟ دفعه دیگه با بچه محل هامون میام کامنت می ذارما!
ثانیا از دوازده شب سهمیه بندی اجرا شد لازم نبوده تا یک تو صف بمونه.
ثالثا اگه یک کم دوگوله رو به کار بندازین می بینین که هر عکاس با حالی دنبال همچین سوژه هایی می گرده پس لتس گو.
رابعا این اتول ما با چهار لیتر بنزین یه پنجاه کیلومتری راه می ره البته تو اتوبان پس کاملا عاقلانه اس که چهار لیتر بنزین اضافه داشته باشی.
خامسا چرا حتی یه نفر به خودش زحمت نداد از این جماعت شیشه نوشابه به دست بپرسه با این مقدار بنزین می خوان چه کار کنن؟
By
ali, at 01 July, 2007 19:36
راستی یه چیز دیگه:
واقعاً میتونی بپذیری که این کار از زیرکی "مردم" بوده؟؟...
اگر زیرکی "مردم" این است...
اون ها مردم نبودن، یه عده از مردم بودن. من زیر بار این تعمیم دادن نمی رم. حالا هر چی می خی بوگو.
By
ali, at 01 July, 2007 19:39
اولا که من مخلص شما هم هستم. و اما بعد، علی من هم قبول دارم که بخشی از مردم بودند و نه همه مردم. ولی می گم همین چیزهای کوچیک و به ظاهر بی اهمیت هم می تونه یه نشونه باشه. همون جوری که اون 17 میلیون الاغ یه نشونه بودن. به زودی مفصل در مورد قضیه سهمیه بندی و این حرفا می نویسم.
By
Anonymous, at 01 July, 2007 20:18
اینو یادم رفت که من هم اگه مثلا باک ماشینم خالی بود، می رفتم پرش می کردم قبل از سهمیه بندی. ولی من زیر بار این نمادین بودن نمی رم.
By
Anonymous, at 01 July, 2007 20:25
به هر حال به نظر من که این صفها اونقدر زشت بود که به هیچ وجه قابل توجیه نیست
By
rama, at 01 July, 2007 22:36
Post a Comment
<< Home