برق و کامپیوتر81

Tuesday, May 20, 2008

دغدغه

یکی از مسائل آزار دهنده برای من نگاه کردن به دیگران و این که چه کار می کنن، کجان و... و مقایسه کردن خودم باهاشون و در نهایت هوایی، عقده ای ، حسرتی، غربتی ، غیرتی! ... شدنه.
یه آدم پخته و نسبتا پا به سن گذاشته به من می گفت که آدم باید راه خودشو انتخاب کنه و بره جلو، سفت و محکم، بقیه هر کاری می خوان بکنن، بکنن. می گفت بیشتر انرژی اغلب ما ایرانی جماعت صرف این می شه که ببینیم فلانی چه کار می کنه و مقایسه کنیم و سعی کنیم رقابت کنیم و خلاصه آرامش مسیر نداریم. تاکید داشت که اوضاع که همیشه همین طوری نمی مونه، شاید تویی که امروز خودت رو کمتر از دیگری می بینی فردا توی موقعیتی قرار گرفتی که اصلا اون طرف دیگه به چشمت هم نمی آد. کاش می شد یه خورده کمتر فضول بودم! گاهی پیش اومده که از کسانی که چندین سال قبل در جریان همین مقایسه ها خودم رو کمتر ازشون می دیدم و حسرتی می شدم، خبر دار شدم و دیدم که ظاهرا این واقعیته که یه سکه رو بندازی هوا هزار تا چرخ می خوره تا برسه زمین. طبیعتا برعکسش هم بوده، اصلا کی از فداش خبر داره؟ کی می تونه تضمین کنه امشب که سرشو گذاشت رو بالش، فردا شب هم صحیح و سالم می تونه همین کار رو بکنه؟

2 Comments:

  • «آدم باید راه خودشو انتخاب کنه و بره جلو، سفت و محکم، بقیه هر کاری می خوان بکنن، بکنن.»
    حرف به شدت درستیه، ولی من موقعی به این نتیجه رسیدم که کار از کار گذشته بود.
    راستی علی وبلاگ رو تسخیر کردیا ;)

    By Anonymous Anonymous, at 20 May, 2008 21:11  

  • ببببببببع! من این همه نوشتم که تهش نرسیم به این که "کار از کار گذشته"! به ایرج نگاه کنی روحیه می گیری! در ضمن چی چی رو وبلگ رو تسخیر کردی؟ من که تو همین ÷پست گفتم کاری به این که بقیه چه کار می کنن نداشته باشیم ;)

    By Blogger ali, at 21 May, 2008 18:16  

Post a Comment

<< Home