شباهت فوتبال و زندگی
حتماً شنيدين که بعضیها میگند زندگی شبيه فوتباله.امروز مطلبی در روزنامهء شرق نوشته بود که به نظرم يکی از اين شباهتها را میشد درِش ديد.بحث درباره ء موضوع آشنای حضور علی دايی در تيم ملی بود و اينکه چرا يک قهرمان ملی حالا بايد اينقدر بی عزت بشه.نويسنده يک مقايسهء جالب انجام داده بود بين عابدزاده و دايی.گفته بود که عابدزاده در روزهای آخر بازيگری و موقعی که به شدت مصدوم بود و در واقع با يک پا بازی میکرد توی بازی پرسپوليس و استقلال به خاطر اشتباهش در دقايق آخر يک گل خورد و بازی مساوی شد.اما اون روز طرفداران پرسپوليس حتی يک ذره هم از علاقشون نسبت به عابدزاده کم نشد.اما الآن دايی چه وضعی داره؟ يه موقعی بود که دايی قهرمان ايرانیها بود و شهريارشون.ولی حالا خبر مصدوميتش مردم را خوشحال میکنه .ا
نويسنده بعد از يادآوری بعضی از سوابق هر دو بازيکن، رسيده بود به هدف و ديد اين دو نفر نسبت به بازی يا بهتره بگم مسابقهء فوتبال.اينکه عابدزاده تلاش و تسليم نشدن تا آخر براش مهمتر از نتيجه بود و بارزترين نمود اين نکته بازی تاريخی ايران-استراليا هست.اون زمانی که ايران 2 گل عقب بود و خوشبينترين آدمها هم فقط اميدوار بودند که ايران گلهای بيشتری نخوره.اون لحضهای که اون استراليايی- بدبخت کانگوروووو – به تور دروازهء ايران آويزون شد و تور را پاره کرد ،عابدزاده دو تا معلق زد و خنديد و يه دفعه همه را از نااميدی در آورد.عابدزاده نشون داد که جنگيدن و تلاش تا آخرين لحظه خيلی خيلی مهمتر از نتيجهء کار هست.ولی خيلی از افراد ديگه –و در اين مورد خاص دايی- مهمترين چيز براشون برد و کسب چيزهايی که ديگران تا به حال بهش نرسيدند تا ثابت کنند که از بقيه بالاترند.البته مسلماَ اين حرف در مورد همه درست نيست.اما من وقتی خوب نگاه میکنم میبينم که خيلی از اطرافيانم –و خودم- توی کارهاشون يا حداقل در حرفهاشون اين ويژگی را دارند
به نطر من که چندان جالب نيست.بقيش با خودتون...ا

0 Comments:
Post a Comment
<< Home