برق و کامپیوتر81

Saturday, September 23, 2006

شده سپاه عظیمت شبی کمین بخورد؟



بسمه تعالی
وبلاگ-رفیقان عزیز، خواهران و برادران گرامی
سلام علیکم
اینجانب ستوان دوم مرتضی کمالیان جهت اعتلای روحی و معنوی و بدست آوردن آمادگی جسمی و نظامی ،برای مقابله با هرگونه تهدید و تجاوز داخلی و خارجی به میهن عزیز اسلامی با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل پروردگار از خدمت برادران و خواهران عزیر مرخص و به سوی پادگان صفر-پنچ کرمان سفر می کنم. به همین مناسبت ، مراسم بزرگداشتی موسوم به گودبای پارتی به صرف آب یخ و آش برپا می باشد .یقینا حضور شما سرور گرامی مایه ی تسلی خاطر بازماندگان است. لازم به ذکر است نامبرده هنوز کچل نکرده و در مراحل آمادگی روحی برای این کار به سر می برد.ولی من همین جا اعلام می کنم دشمنانی که سالهاست دندان تیز کرده اند و نشسته اند تا کچل شدن من را ببینند این آرزو را به گور خواهند برد ...ان شاء الله

رونوشت
مجمع فرهنگی دانش آموزان دبیرستان شهید اژه ای
دکترفرهنگ لران
سینما آفریقا
خانواده ی کرمی
حراست سازمان
نودال
فرمانده ی ناحیه ی انتظامی تهران بزرگ
بچه های با صفای شهرک غرب
حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
و همه ی عزیزانی که ما را نمودند

11 Comments:

  • مرد حسابی تو هنوز فرم درخواست پروژه رو که ترم قبل گرفتی (و اگه ظرف دو هفته تحویل ندی ک... فیک... تلقی می شه) به خانم منصف تحویل ندادی. بخوای بری سربازی هم رات نمی دن.

    By Blogger ali, at 23 September, 2006 16:24  

  • البته منظورم کان لم یکن بود که ضایع کردم.

    By Blogger ali, at 23 September, 2006 16:27  

  • سلام مرتضی، آقا من با نوشتن همه حال می کنم ولی این مرتضی که می نویسه اصلا من حالی به حولی می شم! اصلا "می دونه من حسودم، می دونه من عاشقم، باز منو آزار می ده!". مرتضی راستی راستی داری می ری سربازی؟! می دونم این شتریه که بالاخره یه روز رو همه مون می خوابه ولی هنوز زوده واسه اینکه بری نوک پرچم! مرد حسابی من قلبم ضعیفه، اگه داری مسخره بازی در میاری زودتر بگو و دانشکده ای رو از نگرانی نجات بده!

    حالا حداقل زمان و مکان مراسم یادبود رو مشخص کن، سریعا منتظر اعلام موضع شما هستیم.
    پی نوشت: من همین جوری حالم گرفته بود، این مرتضی هم اومد زد تو کاسه کوزه مون!

    By Blogger Mehdi, at 23 September, 2006 17:21  

  • من تنها عضو این وبلاگم که می تونم با مرتضی هم دردی کنم!!! مرتضی جون این مرفهان بی درد که تا حالا یک قلپ آش هم نخوردن فکر میکنن بویی از سربازی بردن، ولی فکرشو بکن، پدرت بعد دوره آموزشی می تونه با افتخار بگه که پسرم مرد شده!!!

    By Blogger iraj, at 23 September, 2006 19:26  

  • علی جان من راست میگی؟ نه این غیرممکنه هیچ کس نمی تونه منو از رفتن .... (چی شد جمله).... چیز کنه .... جلومو بگیره.
    ولی بعد از اومدنم ( با کوله باری از تجربه) خاطراتشو حتما براتون میگم و پولشو می گیرم

    By Blogger morteza, at 23 September, 2006 22:42  

  • راستی مرتضی، این ایرج یه جاهایی پارتی داره شاید به دردت بخوره. بالاخره ما هم با مقامات می پریدیم به عوام می گفتیم برن مرد شن!

    آقا نمی شه خاطراتشو زودتر بگی؟

    By Blogger Mehdi, at 23 September, 2006 22:56  

  • زودتر از اینکه برم می تونم خاطراتشو بگم ولی زودتر از اینکه پولشو بگیرم نه

    By Blogger morteza, at 24 September, 2006 00:40  

  • حا لا چرا سربازي؟
    پس كي فرار مغز ها بكنه؟
    كي بمونه از مملكت دفاع كنه؟
    كي مملكت وبسازه؟
    كي برگرده و ادارش كنه؟

    مرتضي بات هم دردي مي كنم چون گرچه معافم وليكن با اين قانون جديد باس منم يه سري كچل بكنم.

    By Anonymous Anonymous, at 27 September, 2006 14:07  

  • من حاضرم تمام عمر کله مو کچل کنم ولی سربازی نرم! از قدیم گفتند که درد بی دردی علاجش آتش است :D

    By Blogger Mehdi, at 27 September, 2006 19:03  

  • اصلا من به عشق کچلیش میرم

    By Blogger morteza, at 28 September, 2006 16:41  

  • من خودم رفتم پیشواز
    زود تر کچل کردم

    By Anonymous Anonymous, at 29 September, 2006 18:58  

Post a Comment

<< Home