نئو گلواژه
نارفیقانِ رفیق!
آه ای کلّهخرابانِ مشنگ!
از چه رو میپرسید،
که مُخم تعطیل است
هیچ میدانستید،
در صفش زنبیل است؟
و چرا نیست به کفشم هرگز،
که چه میپندارید
یا چه میشنزارید!
لطفاً آن زمزمهی زخمی را،
از زمین بردارید!
دوست دارید مرا،
که نباشد هرگز سر به تنم؟
به *َ*َم!
به سپیدیِّ دو بخشِ کفنم
و در این بحبوحهی تاریخی،
من همانا نه منم
اُه! ببخشید، نَمَنه؟
و چنین بود که مانا هم رفت،
لای دست پدرش
هر کس احساس کند،
که ز او رنجیدهاست
خاک بر فرق سرش
مگر آن بیچاره،
چه گُنه کرد شما را هرگز؟
میکشد قلبم تیر،
و دو دستم گِزگِز
دلِ من میسوزد
بر شما یابوئکان
که نمیفهمیدید،
که شقایقها را،
نیست هر رابطه با گودرزی
کینههایی ورزی
که ندارد سببی،
جز همان [...]مغزی!
همه ذرّاتِ وجودم متشخّص شدهاست!
یا که زَرهای وجودم همگی مِس شدهاست!
یا که بیحس شدهاست
بازمیگردم باز
و تیلیت خواهمکرد،
مختان را در گاز!
همه ذُرّتها را
پرت خواهمکردن
سوی اعصابِ شما
سوی احسـاســــاتِ
مبهم و مسخره و نابِ شما
و چُنین خواهمخواند
با تِمی چون آواز
و به سر تا پا ناز
بــــازمیگــــردم بـــــــــاز
Labels: گلواژه

6 Comments:
از اینکه من بعد از مدت ها یه اثری تو وبلاگ می ذارم تعجب نکنید ، هیچ مناسبت خاصی نداره. شعر آن چنان ما را به طرب واداشت که احساسات ناب ومبهم ماتحریک شد زین رو مشق اکتیو بودن کردیم وا... خیر الماکرین
By
farshad, at 26 August, 2007 02:07
http://noqte.com/blogs/blog.php?code=259
By
ali, at 26 August, 2007 08:13
یکی بود یکی نبود
سر گنبد کبود
گلی همچون واژه
شایدم تکواژه
که یکی ول می کرد
تا شود آوازه
با خود این آوازه خوان
این خالطور نوجوان
می سرودید هر زمان
در جوار این خلان
یک سرود از دل و جان
می نهیدند ناگهان
عده ای نام آشنا
یا که بی نام و نشان
چند کامنت جاودان
آن یکی نام آشنا
آن که باشد پیر ما
آرزو دارد به سر
آرزوهایی ستبر
یان که بی نام و نشان
(آن که باشد در دلان(؟
می فرارد او ز چی؟
که بگوید هست کی
By
Anonymous, at 26 August, 2007 10:55
الا یا ایُّها البینامِ دیگر
که باشد نامتان چون زرّ و زیور
اگر ممکن بُوَد اسمت بنال زود
پشیمانی ندارد بعد از آن سود
خلاصه مخلصیم، ایول، ماشاالله
وگرنه میزنم... استغفرالله!
By
Mehdi, at 26 August, 2007 14:16
حالا باز هم نگشتی طوری نیست!:D
By
Anonymous, at 02 September, 2007 00:39
خوانندههای ما رو نیگا کن تو رو قرآنD:
من دیگه عمرا برنمیگردم (لیبل: خالیبندی(
By
Mehdi, at 02 September, 2007 08:19
Post a Comment
<< Home