طعم تلخ جدایی
چه قدر زود گذشت . حدود 45 روز از آمدن برادرم گذشته بود و اكنون رفته است . مي خواستم بگويم حال و هواي خوبي ندارم اما نه از اين بدتر نمي شود . تا به حال پنج بار طعم تلخ جدايی را چشيده ام که سه بار آن جدايی از برادر بوده و هر بار هم سختتر از دفعه قبل . مي نويسم که کمي آرامش پيدا کنم . نوشتن معمولا مسکن خوبي براي دردهاي طاقت فرساست . فراقي که نداني کي به وصال دوباره منجر مي شود دشوارترين و غير قابل تحمل ترين نوع جدايی است .
( شنيده ام سخني خوش که پير کنعان گفت / فراق يار نه آن مي كند که بتوان گفت)
جدايی هميشه سخت است به خصوص از کسي که دوستش داري حتی از دوست داشتن هم بالاتر . کسي که هميشه وجودش قوت قلبي برايم بوده است ، هميشه به وجودش افتخار کرده ام و هميشه دوست داشتم که كاش جاي او مي بودم يا حداقل اين فاصله سني 13 ساله را با هم نداشتيم . هميشه تحت تاثير او بوده ام . تحت تاثير افکارش ، شخصيتش و خودماني بودن و تواضعش. دوست داشتم به اندازه ي او كتاب خوانده بودم . به اندازه ي او مي فهميدم و به اندازه ي او از هنر مي دانستم . هر چند بسياري از آنچه را که ميدانم هم مديون او هستم ، گرايشم به ادبيات و حافظ را هم . بهترين کتابي که خوانده ام را هم خودش برايم گرفته بود . از او بسيار آموختم ولي افسوس که فرصت بيش از اين نبود يا من آنجور که بايد قدرش را ندانستم .
هنوز هم دلم تنگ مي شود براي آن روز هايی که با يک بغل روزنامه و مجله به خانه مي آمد . دلم تنگ ميشود براي حرص خوردن هايش وقتي که سئوال رياضي مي پرسيدم ! دلم تنگ است برادر جان دلم تنگ است ... هرچند با ديدنش درد اشتياقم ساکن نشد ولي همين يک دو قدحي که در کشيديم هم غنيمتي بود (يعني طمع مدار(م) وصال دوام را ) .ناراحتم از رفتنش ولي خوشحالم که از ايران رفته است . مملکت گل و بلبلي که نميدانم تا چهار سال آينده بايد چه اش بناميم . تنها اميدوارم که گلهاي پژمرده را از ريشه درنياورند و بلبلهاي خاموش در قفس را به ديار ابدي نفرستند . نفس کشيدن هم نعمتي است که بايد قدرش را بيشتر دانست!!
قبل از رفتنش تفالي به حافظ زدم که اين غزل آمد .
مرحبا طایر فرخ پي فرخنده پيام / خيرمقدم چه خبر دوست کجا راه (يار) کدام
يا رب اين قافله را لطف ازل بدرقه باد / که از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام
اميدوارم که لطف ازلي هميش بدرقه راهش باشد و بيش از پيش موفق و پيرو ز. وهر چه سریعتر دیدارها تاز ه شود.
پي نوشت : سخت پريشان بودم و داشتم اين آواز را هم گوش مي دادم که بر ناراحتيم مي افزود . در هر صورت ببخشيد اگر کمي تلخ نوشتم .

0 Comments:
Post a Comment
<< Home