برق و کامپیوتر81

Tuesday, January 17, 2006

بوق و کرنا


چند شب پیش داشتم مثل هر شب اخبار اميدوار کنندهء!!! مملکت را از مجريان با احساس صدا و سيما گوش می­کردم.خبر دربارهء جلسهء مطبوعاتی احمدی­نژاد بود.مجری اخبار که فکر می­کنم آقای افشار بود آنچنان متن خبررا (که مسلماً کس دیگه­ای نوشته بود ) با احساس می­خوند که واقعاً آدم را تحت تاثير قرار می­داد. اونقدر از تعداد زياد خبرنگارها و حضور شبکه­های معتبر بين­المللی گفت و توضيح داد که اگرکسی نمی­دونست، فکر می­کرد اين اوّلين بار هست که کنفرانس مطبوعاتی با چنين عظمتی برگزار می­شه.همون موقع کسی که کنارم نشسته بود گفت: " نويسندهء خبر خوب می­دونسته که مردم چه چيزی را راحت­تر باور می­کنند".ا بعد از اين ماجرا،ديدم اون نويسنده لزوماً نبايد آدم خيلی با هوشی بوده باشه.هر کسی کافیه کمی به اطرافیانش نگاه کنه.این به صورت یک چیز خیلی معمول در اومده که هر کس بیشتر سروصدا بکنه و به عبارتی چیزی را که تو چنته داره(یا حتّی نداره)بیشتر تو بوق و کرنا بکنه ،بیشتر مورد قبول قرار می­گیره تا کسانی که بدون سر وصدا کارهای مفيد­تری انجام دادند.بیچاره فلانی...ا

0 Comments:

Post a Comment

<< Home