مهدی یالا درسش کن اینو
به نظرتون کدوم یکی از اینا تو ماه رمضون سخت تره :
1_شکم روزه ( فکر کنم دهن روزه بود (فکر کنم زبون روزه بود(. . .))) سر کار رفتن.
2_سر کلاس رفتن.
3_بی کار تو خونه بودن.
4_روزه خوری یه جوری که کسی نبینه.
5_به خدا و پیغمبر نسبت دروغ ندادن.(به خدا و پیغمبر با به پیر و پیغمبر و سایر قسم ها فرق داره . . . . اینقدر که دیگه می فهمی ؟ هر کس نمی فهمه اون دکمه ی روی کیس کامپیوترشو یه بار فشار بده.)

35 Comments:
میتونی توضیح بدی کدوم دکمه دقیقا؟ اینجا دو تا دکمه دیده میشه.
پ.ن: درستش کردم، تا کور شود هر آنکه نتواند دید.
By
Anonymous, at 14 September, 2007 11:36
دکمه وسطی
By
morteza, at 14 September, 2007 17:36
وقتی پیداش کردی به خودم هم بگو کجاست. . . شاید لازم شد
By
morteza, at 14 September, 2007 17:37
بابا این وسطیش که کار نمیکنه،من بالایی رو....
By
Anonymous, at 14 September, 2007 18:26
دکمه رو چیکارش کردی؟
By
morteza, at 14 September, 2007 21:23
بابا دکمه بالایی رو زدم کامپیوتر خاموش شد، نشد بقیه کامنت رو بذارم. مرد حسابی چرا چیزی که خودت امتحانش نکردی رو برای بقیه تجویز می کنی؟
By
Anonymous, at 14 September, 2007 22:21
خوندن این وبلاگ از همه سخت تره
By
Anonymous, at 15 September, 2007 07:17
Which anonymous do you are?
می تونی توضیح بدی چرا سخته و آیا فقط تو ماه رمضون سخته یا همیشه همین طوره و به طور کلی چه راهکاری رو برای آسون بودنش پیشنهاد می کنی؟
By
Mehdi, at 15 September, 2007 08:25
How many anonymous do you have?
توضیح دادنش یه کم سخته، تازه اگه من کلی زحمت بکشم و توضیح بدم، معلوم نیست شما توضیح ها را متوجه بشید یا نه،پس توضیح نمی دم
By
Anonymous, at 15 September, 2007 09:16
We are being haved lots of anonymouses during these years, and this is what it is :D
تو داری صورت مسئله رو پاک میکنی، درحالیکه صورت مسئله قبلا پاک شده و کار هر بز نیست خرمن کوفتن.
By
Anonymous, at 15 September, 2007 10:28
I am a blackboard ?!!
دکمه رو فشار دادی ؟ گفتم ورش دار بیارش اینجا.
By
morteza, at 15 September, 2007 18:23
I am a tabol under the pensol.
آقا شرمنده، خالی بستم. دکمه نداشت، زیپی بود. زیپش هم دررفت، دیگه نتونستم بگیرمش (قاه قاه قاه)
By
Anonymous, at 15 September, 2007 19:53
زیپها را باید بست، جور دیگر باید ...
آقا من پیشنهاد میکنم به جای لفظ بی ادب زیپ، از عبارت " موجهای دندانه اره ای متداخل(همون بده بسون)" استفاده کنیم.
By
keyvan, at 15 September, 2007 23:34
راستی فرشاد هم امشب رهسپار شریف می شود.
تو کشوری که این بابا رئیس جمهور میشه، خوب فرشاد هم میره شریف دیگه. مگه چیه؟ فکر کردین اینا که میگم از سوختگیه؟ هست دیگه. چه کنیم.
By
keyvan, at 15 September, 2007 23:37
کیوان اگه از همون زیپت ببینی این حرفا رو نمی زنی. ولی جدی فرشاد حیف بود
By
Anonymous, at 15 September, 2007 23:42
بی وجدان سور هم که نداد.
By
Anonymous, at 15 September, 2007 23:44
کیوان زیپ ها رو بستم ولی جور دیگه نتونستم . . . !
بی معرفت آبروم جلو همه رفت.
By
morteza, at 16 September, 2007 01:55
کدوم فرشاد ؟
یا . . . کدوم شریف؟
By
morteza, at 16 September, 2007 01:57
I don't have any eraser to erase the problem.
حالا گاو نر و مرد کهن این وسط کی می تونه باشه خدا میدونه؟؟؟؟؟؟؟
هر کی خربزه می خوره پای لرزش هم
می شینه
By
Anonymous, at 16 September, 2007 07:01
به مرتضی: این کیوان از اول هم میخواست تو رو خراب کنه!
در ضمن همین فرشاد، همون شریف.
به انونیموس:
But it seems that you have a very good pencil sharpener.
باید می پرسیدی حالا گاوِ خر کی میتونه باشه. (البته اون هم پرسیدن نداشت)
موش تو سوراخ نمیرفت میگفت بو میده.
By
Anonymous, at 16 September, 2007 08:43
what is the pencil sharpener?
مار از پونه بدش می یاد، جارو به
دنبش میبست
گربه از گوشت بدش می یاد ، دم لونه اش سبز می شه
By
Anonymous, at 16 September, 2007 09:25
who moved my pencil? or where is my pencil? or what do you say? I can't understand.
By
Anonymous, at 16 September, 2007 09:30
It is Medad taraash. I am the God of tongue :D you need to try more body!
همه رو سیل میبره ما رو مادرزن ادیسون.
The pencil is behind your ear, can you see it?
Who can spoken English better than me?!
By
Mehdi, at 16 September, 2007 11:49
به روباهه می گن شاهدت کیه.
عجیبه والا
By
morteza, at 16 September, 2007 16:01
I am the God of Banagoosh
By
morteza, at 16 September, 2007 16:04
آق مرتضی، مشکلات زیپی شما با pencil آقای anonymous حل می شه.
راستی مرتضی، یه موشی بود که جارو به دمبش بسته بودا، سراغ تو رو می گرفت. هان؟ شاید هم اسب آبی بوده.
By
keyvan, at 16 September, 2007 22:08
pencil کی زیر دزخت آلبالو گم شده؟
در ضمن فرشاد شریف هم به محل جنایت بر میگرده و میتونیم بلدزرانه عمل کنیم.
By
keyvan, at 16 September, 2007 22:15
کیوان منظورت این بود که مرتضی سوراخه؟
کیوان هورا، مرتضی سوراخ ]موج مکزیکی جمعیت]
By
Mehdi, at 16 September, 2007 22:16
یه سوال فنی از مهدی و مرتضی(متخصصان امر) اون دکمه ای که بعضی جاها به جاش زیپ گذاشتند reset میکنه؟ یا نکته انحرافیه؟
By
keyvan, at 16 September, 2007 22:19
مرتضی غار علی صدر هم که باشه این وصله ها بهش نمی چسبه.
By
keyvan, at 16 September, 2007 22:28
آخه به سوراخ که چیزی نمی چسبه. سوراخ نبودن یه چیزیه.
آره؟
من چقدر باحالم و خوبم و گلم
By
morteza, at 17 September, 2007 00:16
آقا یه نیگا بنداز شما که لب پنجره نشستی ببین گوگل فیلتر شده .!!!ا
چرا من که می زنم فحش می ده ؟خدایا ؟
By
morteza, at 17 September, 2007 00:17
O.K
what did happen last night???????
I can see behind my ear.so I write with pen.goodbye
طرف زورش به خر نمی رسید می گفت زمین کجه
By
Anonymous, at 17 September, 2007 06:22
احمقا جدی جدی گوگل رو فیــل.ـتر کردند. مزید اطلاعتون عرض کنم که دیروز اینباکس یاهوی من هم فیــل.ـتر شده بود (حالا هیچ میل بی ناموسی هم نداشتما)
By
Mehdi, at 18 September, 2007 08:19
یعنی چه انباکس تورو چطوری محتویاتشو میدونستند؟
مگه آی دیت چیز چیز خفنی باشه!!! ای بی حیا 711؟
By
morteza, at 19 September, 2007 01:14
Post a Comment
<< Home