برق و کامپیوتر81

Friday, August 13, 2010

وداع با اسلحه

صبح از خواب بیدار می شی، طبق معمول خیز برمی داری که عملیات دست کشیدن کنار تخت خواب برای پیدا کردن عینک رو شروع کنی... یه چیزی فرق کرده، نه؟ آره انگار عینک روی چشمته! همه چیز به شکل عجیب غریبی شفاف و واضحه! امروز صبح بعد از بیش از 13 سال، بدون عینک، همه چیزو واضح دیدم. دیدم واضح واضح نیست ولی خوبه، به تدریج بهتر و بهتر هم می شه.
در روزگاران قدیم گفته بودم که یه روزی لیزیک می کنم و نگرانی هامو هم نوشته بودم، خوب دیگه نگران نبودم که جراح دستش بلرزه، چون اون عملیات برداشتن فلپ رو خود لیزر با دقت و ظرافت بسیار بالایی انجام می ده، و دیگه این که برق هم نرفت! راستش دستگاه خیلی خیلی مطمئن تر از چیزی بود که تو اون لحظه ها منو نگران رفتن برق بکنه. تنها چیزی که بود من طبق معمول خیلی بیش از حد لازم در مورد عمل و جزییاتش می دونستم و همین باعث می شد در هر لحظه دقیقا بدونم داره چی به سر چشمم میاد و راستش، این اصلا جالب نبود، راستش بد جوری می ترسیدم! به وضوح می دیدم بقیه که تقریبا در حد اسب در مورد عملی که می خواستن بکنن اطلاع داشتن، چه راحت و ریلکس رفتار می کردن، بذارین یه کم از تجربه ام بگم شاید به درد بخوره:
اتاق عمل که البته بیشتر شبیه لابی یه هتل باکلاسه، در حد تیم ملی سرده، آدم بفهمی نفهمی یخ می کنه. می ری روی تخت می خوابی، یه پلاستیک که فقط برای چشم ها سوراخ داره می ذارن روی صورت. چشم رو با یه چیز گیره مانند باز می کنن که نتونی پلک بزنی، یه سری داروی بی حسی و این چیزا می ریزن توی چشم و بعد چند دقیقه دستگاهی که باید از روی قرنیه فلپ رو برداره میذارن روی کره چشم، فکر می کنم دستگاه حالت مکشی داره چون فشار زیای به چشم وارد می کنه که حدس می زنم برای اینه که فلپ راحت تر برداشته بشه، این مرحله یه کم حس فشار ناخوشایند و ترسناکی داره، چشم در این مرحله عملا هیچ جا رو نمی بینه. بعد که دستگاه رفت کنار، دکتر با یه چیز پنس مانند فلپ رو بر میداره میزنه کنار، چشم همه چیزو تار می بینه و قشنگ ناصاف شدن سطح زیر فلپ رو حس می کنین، بعد این کار باید به یه نور قرمز که همون لیزره نگاه کنین، نوره ثابت نیست چون داره روی قرنیه حرکت می کنه ولی دنبال کردنش نسبتا ساده اس، به خصوص که کامپیتور حرکت چشم رو دنبال می کنه و اگه چشم تکون بخوره بلافاصله لیزر رو تنظیم می کنه. در این مرحله لیزر با صدای وز وز و تق تق بلندی (خیلی بلند!) شروع به کار می کنه و در مورد من سرعت ضربان قلب در این مرحله فکر کنم به بالای 200 رسیده بود! بعد حدود 20 ثانیه لیزر قطع می شه و دکتر فلپ رو بر می گردونه سر جاش و یا چیزی شبیه ماله روش می کشه تا قشنگ بچسبه. جالبه انجام این کار همراهه با واضح شدن دید شما، به خصوص وقتی که بعد این کار چشمو با یه مایع می شوره، چیزا رو مثل حالتی می بینین که عینک زدین ولی عینکه بخار گرفته. بعد هم می ره سراغ چشم دیگه.
موقعی که می خواستم از روی تخت بلند شم تمام بدنم به وضوح می لرزید، قبلا هم گفتم که کلا آدم ترسویی هستم در این موارد. نگرانیم در این مرحله از بابت فلپ بود، هی تو ذهنم نگران این بودم که نکنه مثلا پلک زدن باعث جا به جا شدن فلپ بشه، بعد به این فکر کردم که خوب آخه فلپ نسبت به لنز تماسی خیلی ظریف تره و کاملا هم با سطحی که بهش می چسبه هماهنگه، پس خیلی بعیده جا به جا بشه.
بعد عمل چشم سوزش داره به خصوص وقتی پلکا رو روی هم می ذارین. البته کاملا قابل تحمله و وقتی قطره توش می ریزین بهتر می شه. حالت تار و مه گرفته دیدن برای من یه 5-6 ساعتی ادامه داشت و وقتی برطرف شد که یه چرت نیم ساعته زدم، بعدش اوضاع تقربا رو به راه شده بود.
سوزش بعد 3-4 ساعت خیلی کم می شه و فقط یه کم حس می کنین مژه تو چشتونه. فرداش هم که از خواب بیدار می شین درد کاملا برطرف شده و دیدتون هم بهتره.
روشی که من عمل کردم اسمش فمتو لیزیک هست و به اسمایی مثل بلید لس هم شناخته می شه (حدس می زنم) توی این روش درد و آبریزش خیلی کمه و زمان بهبودی هم کوتاهه، دقت عمل هم چون همه کارها با لیزره بالاس. اگه ضخامت قرنیه کافی نباشه یا بخواین 500 تومنی کمتر پول بدین، روش های لازک یا پی آر کی رو باید انجام بدبد که از نظر نتیجه عمل فرقی نداره ولی یه لنز به عنوان پانسمان رو 3-4 روزی باید تحمل کنین و تا یکی دو روز هم درد دارین و آبریزش، شب اول از درد ممکنه خوابتون نبره.
تا اینجای کار که خوب بوده، واقعا ارزش پولی که صرفش کردم رو داشته، احساس دیدن بدون عینک، بی نظیره!
Flap
Femto-LASIK
Bladeless

19 Comments:

  • منم 16 ساله عینک می‌زنم و کلا تصوری از دنیای بدون عینک ندارم. یعنی عینک بعد از یه مدت تبدیل می‌شه به یه قسمتی از بدن آدم، دیگه وجودشو حس نمی‌کنه.

    بعدش هم این‌که مبارک باشه علی، به دوستان عزیز هم هشدار می‌دم که الان علی چشماش لیزری شده و از فاصله‌ی هزاران کیلومتری هم کارسازه. ایرج مواظب خودت باش :))

    By Anonymous مهدی, at 13 August, 2010 19:45  

  • راستی خیلی تصویری توضیح داده‌بودی همه چیز رو، دمت گرم.

    By Anonymous مهدی, at 13 August, 2010 19:48  

  • نه بابا تو قدرت تصویر سازیت بالاس، من هر جوری بنویسم می تونی تجسم کنی :) ه
    در مورد لیزری شدن چشام هم می خوام از کیوان شروع کنم، نمی دونم چرا ولی چشم زدن کیوان یه جورایی چشامو کالیبره می کنه :)) خوبی تو؟

    By Blogger ali, at 13 August, 2010 22:26  

  • =))

    Che bahal, man ghable enke commentha ro bekhunam en be zehnam khorde bud ke azat beporsam hanuz mituni cheshm bezani ya na? va baad enke daghightar beporsam ke aya en yek vizheghi az cheshmhat bude ya eynaket va age male cheshmhat bude aya alan bordesh bishtar shode ya na? :-P:-P:-P

    Ali jun, tabrk migam, man dashtam tasavor mikardam ke ehtemalan ba knowledge to dar morede en amal, yek chand jayi ham be Dr gofti ke man fekr mikonam shoma darin en jaro eshtebah mikonin :D ya enke behtar nist be jaye en kar un yeki karo bokonim? :D

    Yek soale konjkavane!!! :"> pishapish bebakhshin vali chon hich hessi nadaram bayad beporsam, hazineye en amal hodudan cheghadre va cheghadr tul mikeshe?

    By Blogger iraj, at 14 August, 2010 01:15  

  • سلام ایرج، خیلی ممنون از تبریکت :) در مورد چشام که فکر کنم قدرتش وابسته به عینک نبوده چون من دو باری عینکمو عوض کردم و قدرت چشام فرقی نکرده بود :) ه
    آره پایه بودم به دکتره چند تا پیشنهاد بدم ولی بعد دیدم انگار خودش بلده بی خیال شدم :)) ه
    هزینه عمل فمتو لیزیک 1 میلیون و سیصده و روش های لازک و پی آر کی که به اسمای ای پی تی و تیشو سیوینگ شناخته می شه بین ششصد تا هشتصد هزار تومنه. البته این نرخ کلینیک پارسیانه. اگه بیمه تکمیلی باشی و شماره چشمت بالای 3 یا 4 باشه(دقیق یادم نیست)، بیمه برای هر چشم 250 هزار تومن رو می ده. که البته من چون 25 سالم تموم شده بود از پوشش بیمه تکمیلی بابام خارج شده بودم و خودم هم بیمه تکمیلی نداشتم :( ه
    کل عمل در حدود 15 دقیقه طول می کشه یعنی از لحظه ای که می ری روی تخت تا لحضه ای که میای پایین، عمل فلپ برداری حدود 20-30 ثانیه و تابوندن لیزر هم همین حدود برای هر چشم، بقیه، کارای آماده سازی و چک کردن و این جور کاراس.
    البته من 4 ساعت توی اتاق انتظار عمل نشسته بودم تا نوبتم بشه :( ه
    APT
    Tissue Saving

    By Blogger ali, at 14 August, 2010 08:51  

  • راستییییی، یه عینک پرسول خریدم خدا تومننننن :)) ه

    By Blogger ali, at 14 August, 2010 08:59  

  • Eyval, damet garm baraye tozihat, man enja search kardam didam ke gheymate eye lasik surgery beyne 500 ta 2150 dar meyad baraye har cheshm. jlebe ke khob yek jurayi tu range gheymate irane!!!

    Begzarim, Ali baraye avvalin project amadeyi? subject kheili mohem nist baraye hamin mituni calibration ro ham rush anjam bedi, vali mohem ene ke hamchin zamingir beshe asasi :D:D:D age kar khub pish bere 2 ta dige ham belafasele baade un behet moarefi mishe, payeyi?

    By Blogger iraj, at 14 August, 2010 18:27  

  • آره قیمتش به شکل عجیبی نزدیکه به قیمتای خارج، با توجه به این که دستگاه ها همونه و هزینه نگهداری و سرویسش هم همون مقدار باید باشه، و همین طور با توجه به این که دستمزد پرسنل و دستیارا توی ایران چند برابر کمتر از آمریکا باید باشه، نتیجه می گیریم دستمزد چشم پزشک محترم توی ایران از همکار آمریکاییش باید بیشتر هم باشه! :) البته باید دقیق تر بررسی کرد. ه
    من شخصا با چشم زدن کیوان خیلی حال می کنم، یه تیریپ مظلومیت خاصی داره که حدس سادیستیک آدمو بد جوری تحریک می کنه :)) راستش دارم فکر می کنم تا حالا کیوان شده مریض بشه سه هفته از خونه بیرون نیاد؟؟؟ هاننننن کیواننننن؟ :)) ه

    By Blogger ali, at 14 August, 2010 21:16  

  • =))

    Gonah dare Ali, be javunish rahm kon, en hesse mazlumeyat tu cheshaye kheili adamaye dige ham peyda mishe mese Mehdi, nazaret cheye? ;)

    By Blogger iraj, at 15 August, 2010 19:42  

  • علی: آره شده، یه دفعه واسه امتحان احتمال این‌جوری شد. ولی فکر نمی‌کنم رفته باشه سربازی، بیفته لب مرز، شهید بشه.
    ایرج جون من نوکرتم، ما که دیگه همین‌جوری داغون هستیم، چشم زدن نمی‌خوایم. شما ماشاالله رستوران داری و وضعت خوب شده و زن گرفتی و ماشین خریدی و بچه‌ت می‌ره مهدکودک شیرین‌زبونی می‌کنه.

    By Anonymous مهدی, at 15 August, 2010 20:50  

  • راستش این مهدی بنده خدا این قدر سرش اومده که من شخصا دیگه روم نمی شه چشمش بزنم :)) با این حال حس می کنم مهدی خیلی وقته عینکشو عوض نکرده :)) ه

    By Blogger ali, at 15 August, 2010 21:42  

  • Ghabul, Mehdi ro b khialesh mishim, khob berim soraghe ki? Masih ro nemitunam pishnahad bedam, chon ba resolutioni ke Ali dare, man va Masih yek noghte ruye radar hesab mishim, momkene eshtebahi be man bokhore, yekio tu hamun Iran peyda konin :-P

    By Blogger iraj, at 16 August, 2010 01:06  

  • خداییش فکراشو که می کنم می بینم دیوار کوتاه تر از مهدی پیدا نمی شه :)) خوبی مهدی؟؟؟

    By Blogger ali, at 16 August, 2010 22:08  

  • علی جون، فکر اینو نکردی این مدت من ممکنه بیمارستان بستری باشم. بابا یک کمی مهلت بده. ما یک تلفاتی تو اقوام داشتیم، علی کار تو بوده؟

    By Blogger keyvan, at 20 August, 2010 20:36  

  • نه کیوان جون اقوامت در امان هستن، تو یه فکری به حال خودت بکن :)) ه

    By Blogger ali, at 20 August, 2010 23:18  

  • :)) همین کیوان خوبه علی

    پ.ن: مجبورم کیوان، می‌فهمی؟ مجبورم

    By Anonymous مهدی, at 20 August, 2010 23:58  

  • آقا اگه من و خواستی بزنی بذار 2 هفته دیگه حدودا. من و ایرج یه جائیم. با یه تیر دو نشون میزنی

    By Blogger rama, at 23 August, 2010 00:34  

  • راستی مبارکه علی :)

    By Blogger rama, at 23 August, 2010 00:35  

  • ایول مسیح، یادت باشه لحظه به لحظه گرا بدی که هدف گیریم دقیق باشه :) بابت تبریک هم ممنون

    By Blogger ali, at 23 August, 2010 22:43  

Post a Comment

<< Home