برق و کامپیوتر81

Thursday, January 26, 2006

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سلام جماعت . مي خواستم بگم که ديريست که دلدار پيامي نفرستاد ، مي خواستم بگم که گرچه پا مال جفا کرد چو خاك راهم / خاک مي بوسم و عذر قدمش مي خواهم ، مي خواستم بگم ما ز ياران چشم ياري داشتيم ، بگم زين همرهان سست عناصر دلم گرفت ، بگم...
ولي ديدم که اي بابا خودم هم که توي ترمي که گذشت که يک کلمه هم ننوشتم . راستش ننوشتن من در اوايل ترم دقيقا به اين خاطر بود که ببينم اگه من يه مدت چيزي ننويسم ، کس ديگه ای هست که پايه باشه چيزي بنويسه يا نه . داشتم نااميد مي شدم که خوشبختانه مسيح چند پُستي نوشت و يه کم ما را اميدوار کرد ، به بقيه هم که حَرَجي نيست . بيش از همه مرتضی من رو نا اميد کرد . من هنوز دليل اين که مرتضی اينجا نمي نويسه رو نميدونم . حالا يا ما رو قابل نمي دونه يا ما رو عنصر معلوم الحال ميدونه يا ... . راستش من سبک نوشتنش رو خيلي دوست دارم و با خودش هم خيلي حال مي کنم . (ميزان ارادت من به مرتضی رو بچه هایي که دفترش رو خوندند مي دونند .) ولي حيف که ... خيلي نامردي مرتضی!
من دوست داشتم نوشته هاي بچه هاي ديگه را هم اينجا بخونم . حالا يا اصلاً نمي دونند همچين جایی وجود داره يا مي دونند و نميخوان بيان يا ميخوان بيان ولي نمي گند يا دلايل احمقانه يا عاقلانه مربوط به خودشون را دارند .
من از غر زدن خيلي بدم مي آد و قول میدم که ديگه تکرار نشه . در هر صورت اين وبلاگ تا اطلاع ثانوي و به کوري چشم دشمنان اسلام و مسلمين و در سايه عنايات مقام معظم خودم برقرار خواهد بود .

پي نوشت : من معمولا وقتي ميخوام دو کلمه حرف حساب بزنم گند مي زنم ، چرا؟!!

0 Comments:

Post a Comment

<< Home