برق و کامپیوتر81

Monday, February 13, 2006

نقش ديگران

چند شب پيش داشتم مراسم اهدای جوايز "گلدن گلوب" را تماشا می­کردم که يک چيزی هست تو مايه­های اسکار.رسم بود که هر کس جايزه می­گرفت،بعد از دريافت جايزه، یک سخنرانی خيلی کوچکی می­کرد.تقريباٌ تمام کسانی که صحبت کردند از اونهايی که در راه موفقيتشون نقش مهمی داشتند تشکّرمی­کردند.بعضی­ها از همسرشون، بعضی­ها از دوستانشون ، بعضی­ها از مربيشون و خلاصه هر کسی به نوعی اين کار را انجام می­داد.ا
چيزی که اون موقع به ذهن من رسيد و به نظرم جالب اومد اين بود که اگر همين الآن ما قرار باشه از کسانی که برای ما نقش مهمی داشتند تشکّر کنِيم چی کار می­کنيم(البته غيراز خانواده).يا اصلا تا حالا به اين قضيه فکر کرديم؟

Sunday, February 12, 2006

انرژی هسته ای ، حمایتت می کنیم


[سلام . مطلبی را که نوشته بودم به دستور مقامات محترم مستقر در تورنتو! و بر خلاف میل باطنی ام بر می دارم . اگر احیانا کسی از دوستان می خواهد این مطلب رو بخونه ، کافیه یه میل به من بزنه . ]

Friday, February 03, 2006

نه فقط سلامت را

مهدی جون، فقط در مورد نوشتن نيست که بايد افسوس خورد.تو اين سال آخر (بماند که بعضيا مثل خودم سال ديگه هم هستند) به جای اينکه از يادآوری خاطرات بهترين(يا يکی از بهترين) دوران عمرمون کلّی حال کنيم بايد دربارهء خيلی از چيزها و خيلی از آدمها زمزمه کنيم .
بايد زمزمه کنيم "ما ز ياران چشم ياری داشتيم..." بايد زمزمه کنيم "...نه هر که آينه سازد سکندری داند" بايد زمزمه کنيم "زين همرهان سست عناصر..." بايد زمزمه کنيم "با مدّعی مگوييد ..." بايد بگيم "آن کيست کز روی کرم..." بايد بگيم "... ما غلط کرديم و صلح انگاشتيم" بايد بگيم "ای که دايم به خويش مغروری..." و بايد بگيم: "اگر رفيق شفيقی..."ا