از تو می پرسم
می دونم کار احمقانه ایه که تو این وبلاگ با این خیل انبوه خواننده یه سوال فنی بپرسی، اونم از خواننده هایی که علاوه بر اصل وجودشون، ذی شعور بودنشون هم محل بحثه ( شوخی کردم ایرج، حالا دوباره بر می داره می نویسه I am sorry for both of you ، مهدی که چیزی نگفته هنوز! ).
به هر حال در این غروب دل انگیز جمعه به نظرم رسید باید یه چیزی بنویسم تو این وبلاگ بی صاحاب، گفتم سنگ مفت گنجشک مفت.
آقا، من سوء استفاده اصلی رو از این نزدیک بینی کذایی کردم و حالا دیگه هیچ دلیل فلسفی و کاسب کارانه ای برای عینکی بودن ندارم، موندم چشا رو بسپرم به دست جراح عزیز یا نه.
یه کم راهنماییتون می کنم!: عمل لیزیک این جوریه که بعد از عملیات استریل و بی حسی و ثابت کردن چشم، جراح عزیز یه چیز تیغ مانند بر می داره و یه ورقه دیسک مانند (flap) به ضخامت حدود 100 میکرون از روی قرنیه رو می بره میزنه کنار، لیزر کذایی رو می تابونه به قرنیه و بعد دوباره ورقه رو بر می گردونه سر جاش، تمام.
حالا دغدغه های من:
اول این که اومدیم جراحه دستش لرزید زد کل قرنیه رو در آورد!
دوم این که اومدیم وسط کار برق رفت! ای تو روح... ( خداییش من می دونم و کسی که سال دیگه هم به این نکبت رای بده! ). البته جواب اینه که حتما دستگاهه UPS داره، خوب اومدیم باتریش هم تموم شد اون وقت چی؟
سوم این که همین عمل برداشتن ورقه از روی قرنیه یه جوریه که فکر کردن بهش هم باعث می شه من مور مورم بشه، کلا در این گونه موارد آدم ترسویی هستم، یعنی فکر کنم اگه شاهد یه عمل ساده هم باشم در جا تمام اتاق عمل رو به گند می کشم!
همین دیگه، البته من می دونم زیادی بد بین بازی دارم در می آرم، لیزیک در تقریبا صددرصد موارد موفق بوده یعنی در مقایسه با سایر عمل ها به مراتب کم خطرتره، ولی به هر حال، منی که دارم عینک می زنم، چش و چارم که مشکل خاصی نداره رو برای چی باید بسپارم به تیغ جراح؟ یعنی حتی کوچک ترین ریسک هم تو این قضیه به نظرم قابل قبول نیست. تازه گویا یه درصدی از نزدیک بینی هم بعد یه مدت برمی گرده و در ضمن دید شب آدم هم ممکنه دچار اختلال بشه ( پخش دیدن نورها و... ). اگه کسی حداقل دوسال از لیزیک کردنش می گذره ممنون می شم نظر بده. ( جان من حداقل یک کامنت بذارین ضایع نشم من! )
به هر حال در این غروب دل انگیز جمعه به نظرم رسید باید یه چیزی بنویسم تو این وبلاگ بی صاحاب، گفتم سنگ مفت گنجشک مفت.
آقا، من سوء استفاده اصلی رو از این نزدیک بینی کذایی کردم و حالا دیگه هیچ دلیل فلسفی و کاسب کارانه ای برای عینکی بودن ندارم، موندم چشا رو بسپرم به دست جراح عزیز یا نه.
یه کم راهنماییتون می کنم!: عمل لیزیک این جوریه که بعد از عملیات استریل و بی حسی و ثابت کردن چشم، جراح عزیز یه چیز تیغ مانند بر می داره و یه ورقه دیسک مانند (flap) به ضخامت حدود 100 میکرون از روی قرنیه رو می بره میزنه کنار، لیزر کذایی رو می تابونه به قرنیه و بعد دوباره ورقه رو بر می گردونه سر جاش، تمام.
حالا دغدغه های من:
اول این که اومدیم جراحه دستش لرزید زد کل قرنیه رو در آورد!
دوم این که اومدیم وسط کار برق رفت! ای تو روح... ( خداییش من می دونم و کسی که سال دیگه هم به این نکبت رای بده! ). البته جواب اینه که حتما دستگاهه UPS داره، خوب اومدیم باتریش هم تموم شد اون وقت چی؟
سوم این که همین عمل برداشتن ورقه از روی قرنیه یه جوریه که فکر کردن بهش هم باعث می شه من مور مورم بشه، کلا در این گونه موارد آدم ترسویی هستم، یعنی فکر کنم اگه شاهد یه عمل ساده هم باشم در جا تمام اتاق عمل رو به گند می کشم!
همین دیگه، البته من می دونم زیادی بد بین بازی دارم در می آرم، لیزیک در تقریبا صددرصد موارد موفق بوده یعنی در مقایسه با سایر عمل ها به مراتب کم خطرتره، ولی به هر حال، منی که دارم عینک می زنم، چش و چارم که مشکل خاصی نداره رو برای چی باید بسپارم به تیغ جراح؟ یعنی حتی کوچک ترین ریسک هم تو این قضیه به نظرم قابل قبول نیست. تازه گویا یه درصدی از نزدیک بینی هم بعد یه مدت برمی گرده و در ضمن دید شب آدم هم ممکنه دچار اختلال بشه ( پخش دیدن نورها و... ). اگه کسی حداقل دوسال از لیزیک کردنش می گذره ممنون می شم نظر بده. ( جان من حداقل یک کامنت بذارین ضایع نشم من! )


