برق و کامپیوتر81

Monday, April 28, 2008

عاقبت اندیشی


بالایی کره شمالیه، پایینی کره جنوبی

Sunday, April 27, 2008

مسدود شدن در سه حرکت

اول شما رو دعوت می کنم به محظوظ شدن از این شاهکار ادبی:

از اولش هم ما مافيا نداشتيم
نه در نفت نه در شكر نه پسته!
از اولش هم جنگي بين فقر و غنا نداشتيم
نه در ظفر نه در قطر نه در كيش!
ما اشتباه بوديم
از اولش هم نه خان و خان‌زاده داشتيم نه آقا و آقازاده!
پول نفت را داده‌ايم جدا پول رأي را هم بايد بدهيم سوا!
ما اشتباه بوديم
اين وسط نه چپ بوديم نه راست فقط تو هوا بوديم!
از اولش هم نه چپ داشتيم نه راست
فلان و فلان... حق مسلم ماست!
سيگار و مافيايش
نفت و دوست دارانش
پسته و اقربايش
چاي و اصدقايش
نه چپ دارد نه راست، ما اشتباه بوديم!
اتوبان عدالت از وسط بهشت زهرا مي‌گذرد اگر نگيد ما اشتباه بوديم
نه فـاحشه در دبي داريم نه مافيا در نفت
اينها همه توهم اكس است
ما اشتباهي در داد بوديم!
چپ و راست برادرند به كور چشم مافيا
ما اشتباه به عقد دائم يا موقت اين و آن بوديم!

و در ادامه عرض می کنم این "چیز" از تازه ترین شاهکارهای برادر مسعود ده نمکی هستش. البته ظاهرا هنوز کفن این "چیز" خشک نشده، تحریف هم شده!
توجه شما رو به همین "چیز" در "چیزنامه" ایران جلب می کنم:

ما اشتباهى انقلاب كرديم!
از اولش هم ما مافيا نداشتيم
نه در نفت، نه در شكر، نه پسته!
ما بيخودى هواى انقلاب كرديم!
از اولش هم جنگى بين فقر و غنا نداشتيم
نه در ظفر، نه در قطر، نه در كيش!
به به! به به!
ما اشتباه ديديم!
از اولش هم نه خان داشتيم
نه خان زاده، نه شاه داشتيم نه شاهزاده
ما اشتباه ديديم اين همه آقازاده!
به به! به به!
پول نفت را داديم جدا! پول آب را مى دهيم سوا!
با اين همه آب معدنى كجا ما درد نان و آب داشتيم!
ما اشتباهى درد داد و بى داد داشتيم
ما فقط يك خورده مافياى خيار داشتيم
به به! به به!
چون اين وسط نه چپ بوديم نه راست
پس سوخت فسيلى حق مسلم مافياست!
سيگارو مافيايش!
نفت و دوستدارانش!
پسته و اقربايش!
چاى و شكر و اصدقايش
نه چپ دارد نه راست اين ما بوديم كه اشتباه بوديم!
به به! به به!
منشور عدالت با جلد گالينگور
در موزه آزادى اين همه هوادار دارد
كجا عدالت اين همه عناد با مافيا دارد
ما اشتباه ديديم!
راه عدالت از بهشت زهرا مى گذرد؛ اگر بلند نگوئيد:
ما اشتباه بوديم
چپ و راست برادرند
پشت جبهه ها! تو يك سنگرند
به كورى چشم مافيا!
به خدا ما اشتباه بوديم!

من که فعلا غیر از "چیز" گفتن چیز دیگه ای نمی تونم بگم هوووووق.

Friday, April 25, 2008

نیمه‌ی پنهان


بار دیگر تلاش‌های ادمین جان‌برکف و همیشه در صحنه به بار نشست و دستی را که از آستین استکبار بیرون آمده بود در نطفه خفه کرد. در پی تلاش‌های شبانه‌روزی این ادمین فرزانه در کشف توطئه‌های خزنده‌ی دشمنان، اسنادی از روابط پنهانی و پشت پرده‌ی عناصر فریب‌خورده‌ی این وبلاگ که سعی در براندازی نرم و پشمین داشتند به دست آمد. در عکس‌های فوق چهره‌ی دیگری از یکی از جرثومه‌های فساد در دوران گذشته که اکنون به هیبت سرداران رشید و شترمغز اسلام درآمده است را مشاهده می‌کنید. مسیح ر. در پی ارتباطات خارج از عرف و زننده با عنصر فریب‌خورده‌ی دیگری به نام مرتضی کاف.کاف. [که خود از هم‌شالانِ کیوان کاف. محسوب می‌شود] مجبور به برقراری صیغه‌ی هم‌ریشی شده‌ است. طبق گزارشات واصله وی اخیرا در ارتباطاتی مشکوک با سفارتخانه‌های خارجی و وزارتخانه‌های داخلی در تلاشی مذبوحانه و با در پیش گرفتن استراتژی سکوت سعی در سرنگونی خاموش این وبلاگ داشته است. خوشبختانه با ازجان‌گذشتگی‌ها و پست‌های بی‌وقفه‌ی سرهنگانِ گمنامِ ادمینْ مهدی این توطئه‌های ناکام با شکست مواجه شدند. البته ایرج ح. که با برپایی میهمانی‌های مجلّل در کانون توطئه با حضور عوامل مزدور خارجی و چاپ عکس‌های آن سعی در پشتیبانی غذایی از فریب‌خوردگان داخلی را داشت، با عکس‌العمل به موقع از سوی سربازان خوشنام و سرهنگان گمنام [یا بالعکس] از شکست مفتضحانه‌ای برخوردار شد. فرشاد ر. از دیگر عناصر منحط نیز در یک بمبگذاری استشهادی در اتوبوسِ خالی از مسافرِ تهران-تبریز به لقاءالله پیوسته است.

در عکس‌های فوق شما چهره‌ی شوم مسیح ر. را در حال نوشیدن خون مستضعفان در کازینوی Agh Reza از یک‌سو و تلاش برای تاب دادن سیبیل‌ها به سمت بالا به سبک شاهان منفور قاجاری که در ایجاد حرمسراهای متعدد زبانزد خاص و عام بوده‌اند از سوی دیگر مشاهده می‌کنید.

Tuesday, April 22, 2008

استکفار

راستش من کم کم دارم به این نتیجه حکیمانه می رسم که اوضاع و احوال ما داره از حد تراژدی هم می گذره و تبدیل به کمدی می شه!
من یکی که معتقدم از حالا به بعد بهترین کار اینه که دست ها رو مشت کنیم و دو تا مشت رو بذاریم زیر چونه حایل کنیم و ریلکس بشینیم به اتفاقات کمدی که داره می افته و قراره بیفته
نگاه کنیم و قاه قاه بخندیم(؟).
من جای آمریکاییا بودم به جای فکر کردن به حمله و تحریم و... فقط صبر می کردم، این جماعت یه دشمن خیلی خیلی بزرگ تر از آمریکا دارن که اون هم شخص شخیص خودشونه!

Friday, April 18, 2008

سه اتفاق، سه اسهال نظر

من امروز اکس ترکوندم و همین طور نوشتنم می آد! هفته پیش یه sms برام رسید که چه نشسته ای که خلیج فارس رو گوگل کرده خلیج عربی و باید بری تو این سایت، اعتراض کنی تا دوباره گوگل خلیج فارس رو بکنه خلیج فارس! یادمه دقیقا تو همین سایت، حدود سه سال پیش یه نامه نوشته بودن به خاتمی برای رفع فیلتر از اورکات! من هم تو گروهمون تو یاهو بر و بچ رو دعوت کردم برن امضا کننش.
اما مسئله اینه که آخه برای چی ما باید پتیشن امضا کنیم؟ به فرض که یه میلیون امضا جور شد(حالا چرا یه میلیون؟!) خوب، این جوری که خیلی ضایعه، برامون دست می گیرن که اینا با امضا و این هوچی بازیا خلیج عربی رو کردن خلیج فارس! فکر کن مثلا من برم سند یه خونه رو جعل کنم و برم به صاحب اصلیش بگم یه استشهاد محلی جمع کن که خونه مال توه! خلاصه در هر دوحالت قضیه شده چوب دو سر طلا.
دوم این که یکی از لرهای عزیز، با بولدوزر رفت تو لوله اصلی انتقال نفت و علاوه بر حروم کردن ده میلیون لیتر نفت، کل منطقه و آب شرب و چند روز زندگی ملت رو به گند کشید!
اولا حماقت طراحای خط لوله جالبه که خط رو دقیقا کنار رودخونه و تصفیه خونه آب کشیدن، شایدم حماقت طراحای تصفیه خونه جالبه که تصفیه خونه رو کنار خط لوله ساختن. ثانیا حماقت پیمانکار مالک بولدوزر جالبه که عین خیالش نبوده که بابا، این خط لوله نفته! برای قشنگی نساختنش که! اگه با بولدوزر بری توش سوراخ می شه نفتاش می ریزه بیرون، حواستو جمع کن ابله! تازه فکر می کنین هیچ توبیخی، مجازاتی چیزی برای این پیمانکار قائل بشن؟ خوب بستگی داره فامیل کی باشه!
سوم انفجار شیرازه، همش 12 نفر ناقابل کشته شدن و دویست و خورده ای هم لت و پار شدن! چه اهمیتی داره؟ همشون فدای یه تار موی برادران مظلوم فلسطینی، اصلا خوبه برای این که حالشون رو بهتر درک کنیم، از این بلاها سر ما هم بیاد. همون برادران مظلومی که تو هر اجلاسی که عربا دور هم جمع بشن به نفع امارات رای می دن و خلیج هم که طبیعتا عربیه دیگه! این قضیه هم شد چوب دو سر طلا، اگه بگن بمب گذاری بوده که خوب ادرار کردن به خودشون که چه طور برای جایی که ده دوازده هزار نفر جمع می شن امنیت برقرار نکردین؟ اگه بگن انفجار سلاح ها بوده هم که ایضا باید گفت جای خمپاره (اونم آماده انفجار و خنثی نشده!) توی انبار مهماته احمق! نه وسط ده هزار نفر آدم از بچه تا پیر و جوون و زن و مرد. به هر حال همون طور که گفتم و عزیزان صدا و سیما هم ثابت کردن، اصلا اهمیتی نداره (فرض کنین این بلا رو اسراییلیا سر چند تا فلسطینی می آوردن، صبح و ظهر و شب و نصف شب تو اخبار صدا و سیما تو بوق و کرنا بود، تازه فکر کنم تو تقویم هم ثبت می شد!) و من که چشمم آب نمی خوره این وسط کسی محکوم یا مجازات بشه، خدا و حساب قیامت و حق الناس هم چون در این قضیه علیه ماست تا اطلاع ثانوی تعطیل!

جووووون؟!

آقام احمدی نژاد فرمودن: ... سال گذشته سال سخت و پرفشار بود، اما به فضل الهی به سالی پر از پیروزی و عزت تبدیل شد و در معادلات جهانی، به جایگاه اول جهانی صعود کردیم.
جایگاه اول جهانی؟! یعنی مثلا دوم یا سوم هم نیستیم، یه ضرب اول شدیم! فقط یه سوال: جایگاه اول در چه زمینه ای؟!
... اینها خیال می کردند با جمع شدن در کنار هم و با استفاده از پول و نفوذهایی که دارند و با مشکل تراشی و فضاسازی، تورم چهاربرابر وضعیت کنونی خواهد شد اما با تلاش و مبارزه شبانه روزی دولت، این برنامه ریزی بدخواهان عملی نشد. البته همین رقم تورم موجود هم زیاد است و به فضل الهی این رقم را یک رقمی خواهیم کرد.
بابا دمتون گرم! من که حسابی متحول شدم، قرار بوده تورم باشه 80 درصد با تلاش شبانه روزی دولت در حد 20 تا 30 درصد نگه داشته شده. خدا قوت! می دونین این حرف یعنی چه قدر پیشرفت؟ این که همچین موجودی در عرض دو سال ونیم از توهم و هاله نور دیدن و ز بیخ منکر تورم شدن رسیده به این جا که تورمی هم هست. فقط فکر کنم از نظر این بابا، ملت دو تا گوش دراز و یه دم کم دارن! البته حق هم داره، فکر کن کجای دنیا یه همچین موجود عزیزی (برای حفظ عفت کلام از موجود عزیز استفاده شده، خودتون اصلاحش کنین) می تونست به این جا برسه؟ اگه البته نقش امداد های غیبی رو نادیده بگیریم! به فضل الهی تورم رو یک رقمی خواهند کرد! ایول، فقط یه کم زود تر بجنبین، به فضل الهی امسال سال آخرتونه و سال دیگه انتخاباته، بعید نیست همین آقای فضل الهی مجبورتون کنه بار چند تا مینی بوس شین برگردین ولایت.

نتیجه اخلاقی یک: مردم گاو نیستن، حتی خر هم نیستن!
نتیجه اخلاقی دو: قبل از سخن رانی، قرص هاتون رو بخورین، یه تریپ هم سر صبر برین یه دستشویی جانانه بزنین که پشت تریبون مجبور نشین...!

Sunday, April 13, 2008

فرار مغزها

دیگه حتی اگه بشنوم دکتر شفیعی هم پذیرش گرفته، تعجب نمی‌کنم.

Saturday, April 12, 2008

جالبه

روزنامه تایمز عکس و مطالبی رو منتشر کرده درباره یه مرکز توسعه موشک های دور برد در ایران. کاری به عکس و مطلب نداریم، چیزی که برای من جالب بود کامنت های پایین این خبره.
راستش انتظار داشتم کامنت های منفی درباره ایران رو ببینم، ولی جالبه که تعداد زیادی از اون ها کاملا از ایران جانب داری می کنه. و جالب این که خیلی از این کامنت ها هم از طرف آمریکایی هاست که معروفن به باور کردن هر چی که media می گه.